وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٤ - مراتب توحيد
در كلّيّت اين اصل و يا اساس آن شك و ترديدى وجود دارد تا به زدودن آن بپردازيم. زيرا همان طور كه يادآور شديم كليت اين اصل خدشه بردار نبوده و پيروان تمامى شرايع آسمانى در «اساس آن» اتفاق نظر دارند و شعار همگان شعار قرآنى است كه دستور مى دهد كه همگان بگويند: (إِيّاكَ نَعْبُدُ ) : «فقط تو را مى پرستيم».
اصولاً نام كسى را نمى توان مسلمان نهاد مگر اين كه اين اصل را بپذيرد، و انكار اين اصل با انكار اسلام يكسان است.
صرف نظر از اتفاق مسلمين بر توحيد در «عبادت» و اينكه اين اصل، نقطه مشترك در ميان همگان است، جواز و مشروعيّت موضوعاتى مانند «شفاعت خواهى» از پيامبر يا «بزرگداشت روز تولد او» و مانند آنها،موردبحث و گفتگو واقع شده وبرخى تصور كرده اند شفاعت خواهى از پيامبر يا اجتماع در روز ولادت او، نوعى عبادت و پرستش وى مى باشد.
از اين جهت بحث ما بايد بر تشخيص موارد، انجام گيرد تا روشن شود واقعيت اين نوع درخواستها و بزرگداشتها چيست؟«عبادت» پيامبر است(پس شرك و نارواست) يا صرفاً تكريم و احترام اوست(پس جايز بلكه مستحب مى باشد).
حل ّمسئله در گرو اين است كه عبادت به صورت منطقى وعلمى تعريف شود تا در سايه آن، موارد مشكوك و مشتبه را باز شناخته، و «تكريم» را از «پرستش» جدا سازيم .زيرا چنانچه عبادت به صورت دقيق، تعريف نشود نمى توان درباره اين نوع موارد داورى كرد.