وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥ - ١ اتّحاد رمز پيروزى
اللّه، اللّه، أبِدَعْوىَ الجاهِليّة وأنا بين أظهرُكم؟! بعد أن هَداكُم اللّهُ بالإسْلام وأكرمَكم به وقَطَعَ به عنكم أمرَ الجاهليّةِ واستَنْقَذكُم من الكُفرِ وألّف بين قلوبكم.[١]
از خدا بترسيد! از خدا بترسيد! آيا در برابر چشم من، رسم جاهليّت را تجديد مى كنيد، (آن هم) بعد از اين كه خداى بزرگ شما را به اسلام هدايت فرمود و گرامى داشت و رشته جاهليت را گسست و شما را از كفر نجات بخشيد و دلهايتان را به هم نزديك و مهربان ساخت؟!
نمونه اى ديگر: در سال ٦ هجرى ارتش اسلام در سرزمين بنى مصطلق بر دشمن پيروز شد. امّا ناگهان دو نفر از مهاجرين وانصار بر سر كشيدن آب از چاه با هم درگير شدند و هر يك، ايل و تبار خويش را به يارى طلبيدند. فرد مهاجر، مهاجران را و فرد مدنى نيز انصار را . در اينجا نيز، نزديك بود آتش اختلاف، بنيان وحدت امّت را بسوزاند، كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)به عنوان «سفير وحدت مسلمين» به ميدان آمد و بانگ برداشت كه اين نداهاى عَفِن و آلوده را رها كنيد![٢]
امير مؤمنان على (عليه السلام)كلامى زيبا و شيوا دارد:
والزِموا السواد الأعظَم فأنّ يدَ اللّهِ معَ الجماعةِ وإيّاكُم والفُرْقَهِ فأنّ الشاذَّ من النّاسِ للشَّيْطانِ كما أنّ الشاذَ من الغنم للذئب.
از جماعت انبوه مسلمين، جدا نشويد كه دست خدا، همراه جماعت است، و از تفرقه بپرهيزيد كه فرد جدا شده از جامعه اسلامى، طعمه شيطان است چنان كه گوسفندِجدا از گله، طعمه گرك مى شود.
در ادامه، گام فراتر نهاده و مى فرمايد:
هر كس به جدايى و تفرقه ميان مسلمان كوشد او را بكشيد، گر چه
[١] سيره ابن هشام:٢/٢٥٠. [٢] . همان:٣/٣٠٣، غزوه بنى مصطلق.