وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٩ - اينك نمونه هايى از احاديث
مولاى خود قرار بسته است كه با دادن مبلغى آزاد شود، جوانى كه مى خواهد از طريق ازدواج عفت خود را حفظ كند».
٣. «أتدري ما حقّ العباد على اللّه...».[١]
«آيا حق بندگان را كه بر پروردگار است، نمى بينى».
راه دوم: درست است هيچ مخلوقى بر خدا حقى ندارد، زيرا بندگان خدا چيزى ندارند تا بر خدا حقى پيدا كنند، ولى اين خداوند بزرگ است كه از راه لطف و مرحمت حقى بر مخلوق قائل شده و خود را وامدار انسان معرفى كرده است، اين نوع اظهار لطف و بزرگوارى از جانب خدا، منحصر به اين مورد نيست، و در حالى كه مالك همه هستى است ولى از بندگانش قرض و وام مى طلبد و مى گويد:
(مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللّه قَرضاً حَسَناً فَيُضاعِفهُ لَهُ أَضغافاً كَثيرة).[٢]
«كسيت آن كس كه به خدا وام نيكويى بدهد تا خدا آن را براى او چند برابر بيفزايد».
فهم راستين معارف اسلامى، در خور بيشنهايى است كه از عمق و ظرافيت، برخوردار مى باشند.
[١] نهايه ابن اثير:ماده «حق». [٢] . بقره/٢٤٥.