وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٨ - اينك نمونه هايى از احاديث
(وَكانَ حَقّاً عَلَيْنا نَصْر الْمُؤْمِنين).[١]
«يارى كردن افراد مؤمن، حق آنها بر ماست».
(وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً فِي التَّوراةِ وَالإِنْجِيل).[٢]
«وعده اى حق بر خدا كه در تورات و انجيل آمده است».
(كَذلِكَ حَقّاً عَلَيْنا ننجِ الْمُؤْمنين) .[٣]
«نجات دادن افراد مؤمن حق آنها بر ماست».
(إِنَّما التَّوبَة عَلى اللّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَة).
«به راستى پ[٤]ذيريش توبه كسانى كه بدى را از سر نادانى انجام مى دهند ]پس بدون تأخير توبه مى كنند[ بر خدا است».
آيا صحيح است كه خودسرانه به خاطر چنين پندار بى اساس اين همه آيات را تأويل كنيم؟
اينك نمونه هايى از احاديث:
١. «حقّ على اللّه عونُ من نَكَح التماسَ العفاف ممّا حرّم اللّه».[٥]
«حقى است بر خدا كمك به كسى كه به خاطر حفظ عفت خويش از محرمات، ازدواج كند».
٢. قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم): «ثلاثة حقّ على اللّه عونهم: الغازي في سبيل اللّه، والمكاتَب الذي يُريدُ الأداء، والناكح الذي يريد التعفف».[٦]
«سه گروهند كه بر خدا لازم است كه آنان را كمك كند، مجاهد در راه خدا، برده اى كه با
[١] روم/٤٧. [٢] . توبه/١١١. [٣] . يونس/١٠٣. [٤] . نساء/١٧. [٥] . جامع صغير، سيوطى:٢/٣٣. [٦] . سنن ابن ماجه:٢/٨٤١.