وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٣ - ٧ توسل به انسان هاى پاك ووالا
و خلط ميان اين دو، باعث مغالطه مى شود.
شكى نيست كه آن مرد نابينا از پيامبر درخواست دعا كرد، يعنى به دعاى پيامبر متوسل شد، و در اين گفتگويى نيست.
سخن در دعايى است كه پيامبر به آن نابينا تعليم كرد، در آن دعا پيامبر به او آموزش داد كه به شخص و شخصيت پيامبر متوسل شود و آن را ميان خود و پروردگارش واسطه قرار دهد، تا خدا دعاى او را بيامرزد.
گواه بر اين مطلب كه در آموزش پيامبر توسل به شخص مطرح است، جمله هايى است كه در خود حديث وارد شده و ما به آنها اشاره مى كنيم:
١. «أللّهمّ إنّي أسألك وأتوجّه إليك بنبيّك».
لفظ «بنبيّك» متعلق به دو فعل پيش از آن است:
الف: أسألك بنبيّك.
ب: أتوجه إليك بنبيّك.
جه جمله روشنتر از اين كه سائل از خدا به خاطر شخص پيامبر سؤال مى كند.
در اين صورت او به شخص پيامبر متوسل شده و از خدا به خاطر احترام او درخواست حاجت كرده است.
٢. «محمد نبىّ الرّحمة».
اين جمله روشنترين گواه است كه او شخص پيامبر را كه مظهر رحمت است را واسطه قرار داد.
شگفت آنجاست كه اين جريان بار ديگر در عصر عثمان تكرار شد و مشكل مرد حاجتمندى با توسل به اين دعا حل گشت، با اين تفاوت كه در