وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٨ - پرسش سوم آيا ميان ما و مردگان، حائلى وجود دارد كه مانع رسيدن صداى ما به آنهاست؟
(حَتّى إِذا جاءَ أَحدَهمُ المَوتُ قالَ رَبِّ ارجِعُون* لعلِّي أَعمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلاّ إِنّها كلِمَةٌ هُوَ قائِلُها).[١]
«تا آنگاه كه مرگ يكى از ايشان فرا رسد مى گويد: پروردگارا مرا(به دنيا) بازگردان، باشد كه من در آنچه كه وانهاده ام كار نيكى انجام دهم.(خطاب مى رسد) «كلاّ» نه چنين نيست، اين سخنى است كه گوينده آن است».
با توجه به اينكه گنهكار، خواهان بازگشت به اين دنياست، قرآن در رد درخواست او مى فرمايد:
(وَمِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَومِ يُبْعَثُون).[٢]
«پيش روى آنان حائل و مانعى وجود دارد كه از بازگشت آنها به اين دنيا و تحقق آرزوى آنان جلوگيرى مى كند».
بنابراين حائل، مانع از بازگشت به دنيا است، نه مانع از آگاهى و ارتباط ميان زندگان و رفتگان.
پرسش چهارم: آيا پيامبر سخن ما را مى شنود؟
قرآن در مقام بيان وضع مشركان آنان را به ميّت تشبيه مى كند، و هدف آن، اين است كه همان طور كه ميت توانايى شنيدن را ندارد، مشركان نيز چنين اند، چنانكه مى فرمايد: (إِنَّكَ لا تُسمِعُ المَوتى)[٣]: «البته تو مردگان را شنوا نمى گردانى» (ما أَنْتَ بِمُسْمِع مَنْ فِي القُبُور)[٤]: «و تو كسانى را كه در گورهايند نمى توانى شنوا سازى»، از تشبيه مشرك (در عدم شنوايى) به «ميت» مى توان گفت كه اصل «عدم شنوائى» در ميّت امر مسلّمى است كه مشرك به او تشبيه شده است.
[١] مؤمنون/١٠٠ـ٩٩. [٢] . مؤمنون/١٠٠ـ٩٩. [٣] . نمل/٨٠. [٤] . فاطر/٢٢.