وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٤ - ٦ توسل به دعاى رسول خدا پس از رحلت
اوست كه با فروپاشى آن به وسيله مرگ از ميان مى رود، يا منزلت وى كه چنين آثار و بركاتى دارد به اعتبار روح پاك و والاى اوست؟
صورت نخست بر خلاف داورى خرد و شرع است. زيرا چنانكه در فصل «حيات برزخى» يادآور شديم واقعيت انسان را روح او تشكيل مى دهد نه وضع جسمانى او، و روح انسان نيز پس از مرگ براى خود حيات و زندگى دارد و مرگ پايان زندگى نيست بلكه آغاز زندگى ديگر است . بنابراين، جايگاه و منزلت رفيع پيامبر، ريشه در عظمت و كرامت روح آن حضرت داشته و پس از مرگ نيز، مقام و منزلت ياد شده باقى است.
نيز در مباحث گذشته، با دلايل روشن ثابت شد كه ارتباط ما با گذشتگان باقى و برقرار است و آنان هم اكنون سخنان ما را مى شنوند.
با توجه به نكات ياد شده، تخصيص مفاد آيه(وَلو أنّهم إذ ظلموا جاءوك...) به دوران حيات دنيوى پيامبر، كاملاً بى پايه است.
از منكران و مخالفان توسل به دعاى آن حضرت مى پرسيم: چرا درخواست دعا از آن حضرت پس از رحلت ايشان جايز نيست؟! آيا به اين علت كه تمام فضيلت ها و تقربها با وضع جسمانى آن حضرت همراه بوده، و مرگ آن حضرت ملازم با نابودى كرامت و تقرب وى در درگاه الهى است؟!
آيا مرگ، پايان زندگى بشر بوده و پيامبر خدا پس از رحلت، ديگر حىّ و زنده نيست؟!
آيا، با فرض قبول حيات پيامبر، ميان ما و او هيچ ارتباطى برقرار نيست؟!
پاسخ همه اين پرسشها منفى است و در نتيجه، بايد پذيرفت كه توسل