وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٢ - ٢ واقعيت ما نزد خدا است
به تقدير قطعى الهى فرا رسيده نگاه مى دارد و روح افراد ديگر را رها مى سازد تا به ارتباط تدبيرى خود نسبت به بدن ادامه دهد. بديهى است اگر شخصيت انسان را همان جنبه خارجى و مادّى او تشكيل مى داد هركز بكار بردن مفاهيمى مانند «اخذ»، «امساك» و «ارسال» صحيح نخواهد بود، زيرا اين مفاهيم در مورد «روح» مى تواند صادق باشد نه بدن مادّى.
٢. واقعيت ما نزد خدا است
قرآن از مشركان، كه منكر معاد انسان بودند، شبهه زير را نقل مى كند :
(ءَإِذا ضَلَلْنا فِى الأَرض ءَإِنّا لَفى خَلْق جَديد) .[١]
«آيا آنگاه كه (پس از مرگ) در زمين گُم و پراكنده شديم زندگى جديدى خواهيم داشت؟!».
در حقيقت، اشكال آنان اين بود كه مرگ با پراكندگى اجزاى بدن در سطح زمين همراه بوده و بازگردانيدن همه اجزاء براى ساختن بدن، امرى محال است .
پاسخ قرآن به اين شبهه، شاهدى بر سخن ماست. قرآن مى فرمايد:واقعيت آنان پيش ما است، وآنچه در زمين پخش و پراكنده مى شود واقعيت آنها نيست:
(قُلْ يَتَوّفاكُمْ مَلَكُ المَوت الَّذى وُكِّل بِكُمْ ثُمَّ إِنَّكُمْ إِلى رَبِّكُمْ ترجعُون).[٢]
«بگو فرشته مرگ كه براى گرفتن جان شما مأمور شده است، شما را مى گيرد، آنگاه به سوى پروردگار خود باز مى گرديد».
[١] سجده/١٠. [٢] . سجده/١١.