وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٥ - الف سند حديث
درباره راوى دوم(سفيان ثورى) كافى است بدانيم كه ابن حجر او را مدلّس شمرده و از «ابن مبارك» نقل مى كند كه: سفيان ثورى نقل حديث مى كرد، و من كه رسيدم ديدم او در نقل خود تدليس مى نمايد; همين كه مرا ديد از كار خود خجالت كشيد.[١]
تدليس، به هر صورت تفسير شود، با ملكه عدالت سازگار نمى باشد.[٢]
درباره راوى سوم(حبيب بن ابى ثابت)، ابن حِبّان از عطا نقل مى كند : او در حديث تدليس مى كرد، و از احاديث او پيروى نمى شود.[٣]
راوى چهارم ( ابووائل) كه نام او شقيق بن سلمه اسدى كوفى است، با على بن ابى طالب (عليه السلام)سرگران بوده است ابن ابى الحديد مى گويد: وى از مخالفان اميرمؤمنان على (عليه السلام)بوده است وقتى از او پرسيدند على را دوست دارى يا عثمان را گفت: روزگارى على را، ولى اكنون عثمان را.[٤]
درباره راوى پنجم يعنى ابو الهياج اسدى كه نام او حيّان بن حصين است، هر چند قدحى در كتب رجال مشاهده نمى شود، ولى ترمذى از نقل احاديث وى خوددارى كرده و صحاح شش گانه نيز، جز همين روايت، روايتى ديگر از وى نياورده اند.[٥]
[١] تهذيب التهذيب: ٤/١١٥. [٢] . تدليس، پنهان كردن عيب سند است، تيسير مصطلح الحديث، ص ٧٨. [٣] . تهذيب التهذيب:٢/١٧٨. [٤] . تهذيب التهذيب:٤/٣٦٢. [٥] . تهذيب التهذيب: ٣/٦٧; شرح صحيح مسلم، نووي: ٧/٤١.درباره اين راويان «ذهبى» در ميزان الاعتدال مطالبى نقد آميزى نيز نقل كرده است كه به خاطر اختصار خوددارى شد.