وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٢ - قبور پيشوايان دين، گواهِ اصالتِ تاريخى اسلام است
وى، كه پيش از اظهار دعوت خويش در نقطه اى به نام غار «حرا» به عبادت مى پرداخت، در ٤٠ سالگى دعوت خود را آغاز كرد. گروهى اندك در مكّه به وى ايمان آوردند ولى اكثريت از او سربرتافته وحتى نقشه قتل وى را كشيدند. او، به امر آفريدگار، به غار «ثور» ـ در جنوب مكه ـ پناهنده شد و از تيررس دشمن رهايى يافت. زآن پس به مدينه رفت و در آن شهر، مردان اوس و خزرج (كه «انصار» ناميده شدند) به ياريش برخاستند. پيامبر در طول اقامت خود در مدينه، نبردهاى سخت و سهمگينى با مشركان و يهوديان داشت و در اين راه شهيدانى تقديم اسلام نمود كه سرزمين بدر و اُحُد و خيبر وحُنَين را با خون خويش گلرنگ ساختند. او با تربيت و اعزام هيئتهاى تبليغى، آيين خود را در سراسر عربستان نشر داد و در سال ١١ هجرت در مدينه درگذشت و در حجره خود به خاك سپرده شد. پس از درگذشتش، پيروان وى راه او را ادامه داده و بزودى اسلام با فرهنگ قرآن، جهانگير گشت...
اين بخشى مهم از تاريخ ماست كه اكنون پس از ١٤ قرن بازگو مى شود و ما بايستى براى حفظ تاريخ خود، كليه آثار و نشانه هاى مربوط به آن را محفوظ نگهداريم، نه اينكه آنها رابه بهانه هاى واهى نابود سازيم!
چنانچه ما نسبت به حفظ اين آثار، بى تفاوت بوده و به اصطلاحْ وجود وعدم آنها براى ما يكسان باشد (و بدتر از اين، ويران كردن اين آثار را نشانه توحيد! و مبارزه با شرك! انگاريم) بزودى آثار و ابنيه اسلامى (كه گواه «واقعيت» و «اصالت» اين دين است) به دست فراموشى سپرده شده و پس از گذشت زمانى، اصل دعوت ووجود پيامبر ومجاهدات او در هاله اى از شك وابهام فرو خواهد رفت. آنگاه سلمان رشدى ها، به جاى «تحريف» آموزه هاى