فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٤ - پژوهشى در ديدن هلال ماه ابوالقاسم خزعلى آیت الله
بر پايه آنچه تاكنون آورديم، نمىتوان از اين نظر روى برتافت كه بر هر كس هلال را ببيند، واجب است آثار ديدن هلال را مترتب كند. بدين سان، به آنچه پشتسر نهاديم، باز مىگرديم و در آنچه در نخستين نگاه به نظر مىآمد و بر پايه آن مىگفتيم ديدن با چشم متعارف معتبر است، باز مىنگريم.به تبع آنچه روشن شد، اگر دو نفر، با اين وصف، كه افزون بر بينايى قوىتر از معمول، عادل و ثقه نيز باشند، هلال را ببينند، به گواهى آنان، هلال ثابت مىشود و عنوانِ عمل به آنچه بيّنه بر آن گواهى دادهاند، آثار ثبوت هلال، بر اين گواهى مترتب مىگردد.
اين حكم، هنگامى به درستى تقويت و تاييد مىشود كه در پايان ماه، هلال را در شب بيست و نهم ببينند. در چنين فرضى، در اين ترديدى نمىماند كه آنچه يك، يا دو نفر ديدهاند، واقعيت دارد و سزاست كه به آن باور شود. اگر بتوانيم بگوييم: ديدن از سوى كسانى كه ديدى قوىتر از اندازه معمول دارند، اعتبار دارد، اين را نيز مىتوانيم بگوييم كه اگر به كمك دوربينهاى نجومى به طلوع هلال دست يافتيم و به اين يقين حاصل كرديم، معتبر دانستن آن، هيچ اشكالى ندارد؛ چه در اين فرض، ديدن متعارف كه چونان مانعى بر راه كشف ثبوت هلال بوده، از ميان برداشته و تحقق موضوع يعنى [هلال ]ثابتشده است. بدين سان، به اين نظر رسيديم كه آگاهى يافتن از طلوع هلال ] به جاى ديدن آن ]بسنده مىكند، چونان كه گواهى گواهانى با ويژگى پيش گفته، بسنده مىكرد.
البته اگر احتمال داده شود كه دوربين، در اصل ديدن نقش و اثرى داشته، به گونهاى كه هلال، در افق نبوده و دوربين به كمك پديده شكست نور، هلال را به ما نمايانده است، در اين صورت، اين كشف، به طور قطع، هيچ اعتبارى ندارد و از فرض بحث ما بيرون است؛ زيرا بحث ما در جايى است كه به وجود هلال در افق، در زمان حاضر علم پيدا كنيم و دوربين و ديگر ابزارها، هيچ اثرى جز بزرگ نمايى و نشان دادن مستقيم آنچه با چشم ديده نمىشود، نداشته باشد.