فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٦ - كاوشى درباره اقسام اقسام ديه و چگونگی پرداخت آن (٢) آيت اللّه سيد محمود هاشمى
درهم، نام پولهايى است كه از طلا و نقره براى داد و ستد، زده مىشود و هرگز اندازه معينى از طلا و نقره را هر چند مسكوك نباشد به چنين نامى نمىخوانند.
آرى، برآيند روايات باب ربا و صرف، كه احكام صرف و ربا را در همه طلاها و نقرهها و فروش هر يك با ديگرى مىداند، معتبر نبودن ويژگى سكه داشتن است. اين، مطلب ديگرى است كه تنها در همان باب و بر اساس نشانهها و مناسبات آن باب بوده و در باب ديه دليلى بر آن نداريم و بلكه با اين باب تناسبى هم ندارد.
راه دوم: در روايت أبي بصير آمده است:
«سألت أبا عبداللّه(ع) عن الدية، فقال: دية المسلم عشرة آلاف فضّة والف مثقال من الذهب وألف شاة على أسنانها أثلاثاً ومن الابل مئة على أسنانها و من البقر مئتان.» (٩)
از امام صادق(ع) درباره ديه پرسيدم، حضرت فرمود: ديه مسلمان ده هزار نقره و هزار مثقال طلا و هزار گوسفند كه به سه سالگى رسيده باشند و صد شتر با سنّ معين و دويست گاو است.
در اين روايت، عنوان درهم و دينار نيامده، بلكه مثقال آمده كه ظاهرش كافى بودن وزن است. البته ميان اين روايت و آنچه در ديگر روايتهاى ديه مىتوان يافت كه هزار دينار و ده هزار درهم است، ناسازگارى نيست؛ چرا كه هر دو مىتوانند درست باشند، بلكه مىتوان گفت اين روايتخود دليل بر آن است كه مقصود از درهم و دينار، همان معناى اعمّ بوده و يا ويژگى سكه داشتن معتبر نيست، چنانكه در باب صرف و ربا نيز همين گونه است.
پاسخ :نخست آن كه سند اين روايت به جهت وجود على بن أبي حمزه بطائنى در آن، ضعيف است.
دوم آن كه اظهر در مدلول روايت، آن است كه مقصود از مثقال همان دينار است و نه عكس آن؛ چرا كه با توجه به هموزن بودن اين دو، به دينار مثقال نيز گفته مىشد. (١٠)گواه ديگر آن كه، اگر اين روايت از امام(ع) باشد، در صورتى كه مقصود
(٩)وسائل الشيعه، ج١٩، ص١٤٢.
(١٠)چنانكه در صحيحه على بن عقبه در باب زكات آمده است. وسائل الشيعه، ج٦، ص٩٣.