فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥ - كاوشى درباره اقسام اقسام ديه و چگونگی پرداخت آن (٢) آيت اللّه سيد محمود هاشمى
در صحيحه ابن حجاج نيز آمده:
«سألته (ع) عن الرجل يشتري من الرجل الدراهم بالدنانير فيزنها و ينقدها و يحسب ثمنها كم هو ديناراً ثم يقول: ارسل غلامك معي حتّى أعطيه الدنانير، فقال: ما اُحبّ أن يفارقه حتّى يأخذ الدنانير...» (٧)
از امام(ع) پرسيدم: مردى از كسى درهمهايى را در برابر چند دينار مىخرد و پس از آن كه آنها را كشيده و بهايش را به دينار حساب كرده مىگويد: فرزند يا خدمتكارت را بفرست تا دينارها را به او بدهم.
حضرت فرمود: جدايى آن دو تن را تا گرفتن دينارها نمىپسندم... جمله: «دينارها را مىخرم و بيشتر از حقم وزن مىكند» در حديث نخست و جمله: «وزن كرده و بهايش را به دينار حساب مىكند» گوياى آن است كه دينار به وزن بوده و نه به شمارش.
اشكال :اگر سخن بلاذرى را درست بدانيم، چيزى بيش از اين را به اثبات نمىرساند كه مردم مكّه به جاى دينار و درهم سكهدار، در داد و ستد خويش با وزن طلا و نقره نيز سر و كار داشتند، نه اين كه دو واژه دينار و درهم در لغت يا نزد عرف به اين معناى گسترده بوده است، بلكه گمان ما بر اين است كه داد و ستدها بر شمش زر و سيم انجام نمىگرفت.
تكههاى كوچكى به وزن يك مثقال طلا و هفت دهم مثقال از نقره در گردش بود كه سكهاى رومى يا پارسى نداشت، زيرا زدن سكه كارى دشوار بوده و آنان توان آن را نداشتند.بدين سان آنچه درهم و دينار نام داشت نيز براى داد و ستد، در گردش بود، ولى به نحو فنّى و متعارف در سرزمينهاى روم و ايران مسكوك نبوده است. آرى ويژگى وزن معين نزد آنان در درهم و دينار معتبر بود و روايات باب صرف نيز همين را مىرساند، نه اين كه دينار و درهم تنها به اين اندازه طلا و نقره اطلاق مىشده، هر چند مسكوك نباشد، يا دست كم به صورت تكههايى براى داد و ستد در نيامده باشد، همچنين سخن تمام لغويان، وجدان عرفى و كاربرد برخى روايات (٨)نيز بدان گواهى مىدهد، بر آنند كه دينار و
(٧)همان مدرك، ج١٢، ص٤٥٨.
(٨)مانند صحيحه جميل، وسائل الشيعه، ج٦، ص١٠٦.