پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣ - اعتصام به حبل اللّه
لم يزرع باشد. انسان مىخواهد، وجودش منشأ اثر باشد. دوست دارد حيات داشته باشد، رشد و نمو بكند و ميوه و ثمر بدهد. قلب انسان هم مانند يك سرزمين آباد مىتواند آبادانى داشته باشد و در مقابل ممكن است همانند يك شهرِ ويران و سرزمين باير باشد. به تعبير ديگر، هم مىتواند به صورت يك خانه آباد و يا كاخى مجلّل در بيايد و هم مىتواند مانند يك مخروبه و به ويرانهاى تبديل شود. اين مسألهاى است در اختيار خود انسان كه دل خود را به صورت ويرانه و زمينى باير درآورد يا آن را به كاخى مجلّل و سرزمينى آباد و حاصلخيز تبديل كند و محصولاتى مطلوب از آن برداشت نمايد. به هرحال حضرت(عليه السلام) به اجمال مىفرمايند: بايد قلبت را آباد كنى! البته حضرت(عليه السلام) در چشماندازى اندك به راه آبادانى قلب اشاره مىكنند كه آبادانى قلب به اين است كه به «ياد خدا» در آن باشد. اگر ياد خدا در دل نباشد، دل ويرانه مىشود؛ مثل يك مخروبه يا يك زمين باير، كه حاصلى از آن به عمل نمىآيد. پس بايد بدانيم كه دل، موجودى است و حقيقتى دارد كه با «ياد خدا» آباد مىشود و اگر «ياد خدا» در دل نباشد، ويران مىگردد. البته بحث از حقيقت دل مناسب اين مقام نيست تا به آن بپردازيم كه چگونه چيزى است و به چه لحاظ به روح انسان و قواى روحى انسان «قلب» اطلاق مىشود.[١]در هر صورت مواظب باشيد و دل خود را آباد كنيد و نگذاريد ويران شود. و راه آن اين است كه «ياد خدا» را در دل خود زنده نماييد.
اعتصام به حبل اللّه
حضرت در سومّين وصيّت بنيادين خود مىفرمايند: وَ اعْتَصِموُا بِحَبْلِهِ؛ به ريسمان خداوند چنگ بزنيد.
معناى فارسى اعتصام، همان چنگ زدن مىباشد. يعنى آن گاه كه انسان به چيزى مىچسبد و چنگ مىزند، اين حالت را اعتصام مىگويند. البته گاهى به جاى اعتصام، «استمساك» و يا «تمسّك» هم به كار مىرود؛ مثلا در اين آيه مبارك حضرت حق جل جلاله به استمساك تعبير كرده و مىفرمايد: فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى[٢]، كه استمساك همان مفهوم اعتصام را افاده
[١] براى اطلاع بيشتر مىتوانيد به كتاب «اخلاق در قرآن» جلد ١، صفحات ٢٣٩ـ ٢٦٦ نوشته استاد مصباح مراجعه كنيد. [٢] بقره/ ٢٥٦.