پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٧ - ١ شفاعت در مسيحيّت
برقرار مىسازد و يا با واسطه؟ در چه زمانى و به چه شكلى اين ارتباط ممكن است و نقش واسطهها در ارتباط با خدا چيست؟ در اولين جمله از اين فراز وصيّت نامه، حضرت على(عليه السلام) اصل ارتباط مستقيم بين انسان و خدا را بيان مىفرمايند كه خداوند سبحان شما را مضطر و ناچار نكرده است كه نزد كسى ديگر برويد تا برايتان شفاعت كند، بلكه خود بدون واسطه مىتوانيد به درگاه خدا رفته و حاجت خود را بخواهيد: لَمْ يُلْجِئْكَ اِلىَ مَنْ يَشْفَعُ اِلَيْهِ لَكَ؛ بين خود و شما كسى را نگمارده است تا تو را از وى باز دارد و تو را ناچار كرده تا نزد او شفيع و ميانجى آورى. پس طبق اين سخن حضرت هر شخصى خود مستقيم مىتواند به درگه خداوند رفته و طلب فيض و حاجت نمايد. امّا بايد بررسى نمود كه اين سخن حضرت(عليه السلام) با مسأله شفاعت چگونه سازگار است؟ ما معتقديم كه خداوند متعال شفعايى قرار داده كه براى ما شفاعت مىكنند و واسطه فيض بين ما و پروردگار هستند، در حالى كه در اين وصيت حضرت على(عليه السلام)مىفرمايند: بدون شفاعت و ميانجى گرى، مىتوانيد به درگاه خدا برويد!! همان گونه كه حضرت سجاد(عليه السلام) نظير آن را در دعاى ابوحمزه ثمالى مىفرمايند: وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى اُنادِيهِ كُلَّما شِئْتُ لِحاجَتِى وَ اَخْلُو بِهِحَيْثُ شِئْتُ لِسِرِّى بِغَيْرِ شَفيعِ، فَيْقضِى لِى حاجَتى[١]؛ ستايش خداى را كه هر وقت بخواهم، بدون شفيعى او را براى حاجت خود مىخوانم و هرگاه كه بخواهم بدون ميانجىگرى براى راز خود با او خلوت مىكنم و او حاجتم را برآورده مىسازد. گويا بين اين سخن و مسأله شفاعت كه از معارف پذيرفته شده است، ناسازگارى به چشم مىخورد. بايد اين تعارض را به گونهاى جواب داد و حل نمود. در مقام رفع اين توهّم مىتوان گفت: گاه مقصود از شفاعت همان مفهومى مىباشد كه در مسيحيت مطرح است، به اين معنا كه انسان خود هرگز نمىتواند هيچ قدمى به سوى خدا بردارد و اندك ارتباطى با خدا برقرار كند و بايد حتماً شخص ديگرى واسطه شود و اين كار را انجام دهد، كه چنين انديشهاى كاملا مطرود و مردود است و اسلام چنين مفهومى از وساطت را هرگز نمىپذيرد. اين مفهوم تا اندازهاى شبيه مفهوم انحصارگرايى مسيحيت است. همانطور كه مىدانيد يكى از وظايف پاپها و كشيشها اين است كه بين انسانها و خدا واسطه شوند تا خدا گناهانشان را ببخشد؛ يعنى اگر كسى بخواهد گناهش بخشيده شود بايد نزد كشيش رفته و به گناه خود اعتراف كند تا كشيش دعا نموده و آن
[١] صحيفه سجاديه و مفاتيح الجنان، دعاى ابوحمزه ثمالى.