پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥ - امام معصوم را وصيّت به چه كار آيد؟
اما بايد گفت كه هر دو برداشت نادرست است. البته نمىگوييم اين روايت قطعىالصدور است و حتماً به همين ترتيب صادر شده است. ولى از آن جا كه مضامين شريف و عالى و محتواى الهى گونهاى كه در متن روايت هست، و بزرگان و افراد برجستهاى اين روايت را نقل كردهاند، به ظن و گمان قوى اين روايت صادر شده است. و از طرف ديگر اگر با اندكى تدبير در تعابير اين وصيّتنامه نگاه كنيم، به ناصواببودن دو برداشت مذكور، پى خواهيم برد. چرا كه حضرت مىخواهند اين وصيّت را به گونهاى بيان بفرمايند كه همه مردم از آن استفاده كنند. اگر حضرت به عنوان يك امام معصوم، امام معصوم ديگرى را موعظه مىكردند، طبعاً تعبيراتى متناسب با مقام عصمت به كار مىگرفتند، كه به يقين در اين صورت، من و شما از وصيّت حضرت بىبهره بوديم و نكتههاى فوقالعاده ظريف و در سطح خيلى عالى را بيان مىكردند كه هرگز براى ما قابل استفاده نبود. حال به صورت يك فرضِ صحيح، در نظر بگيريد كه اگر دو نفر معصوم بخواهند همديگر را موعظه كنند، چه خواهند گفت؟ كاملا روشن است كه اگر چنين وصيتى با توجه به علم الهىِ دو انسان معصوم و اينكه چيزى براى آنها مخفى نيست، بيان مىشد، براى ديگران هيچ فايدهاى نداشت و مىگفتند آنها معصوم بودند و اين حرفها را زدند، به ما ربطى ندارد.
امّا حق اين است كه اگرچه اميرالمؤمنين سلام الله عليه مخاطبشان را فرزند معصوم خودشان قرار دادهاند، ولى هدف اساسى و اصلى ايشان آن است كه عموم مردم از اين استفاده كنند. و چه بسا هدف اصلى، ديگران بودند و امامحسن صلوات الله عليه نيازى به چنين وصيّتى نداشتند.
به هرحال اينگونه سخنگفتن كه در ابتدا موقعيّت وصيّتكننده را معين مىكند، و بعد موقعيّت وصيّتشونده را تبيين مىنمايد، اين معنا را افاده مىكند كه من به عنوان امام معصوم، براى مأموم خودم وصيّت نمىكنم ـ چه وصيّتشونده معصوم باشد و چه غير معصوم ـ بلكه فقط به عنوان پدرى پير، كه عمرى را سپرى كرده و مُشرف به مرگ است مىخواهم وصيّت كنم. جالبتر اين كه بيان اوصاف وصيّتشونده خود دلالت دارد كه مخاطب اين وصيّت هر شخصى است كه اين خصايص و ويژگىها را دارد، هرچند كه مخاطبِ حاضر، امام حسن(عليه السلام) باشند.