رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٤ - اهميت كنترل غريزه جنسى در نيل به فلاح
زمينه خود را رها نكند و به هر نداى شيطانى پاسخ مثبت ندهد. بايد بسيار مراقب باشيم تا نعمتى را كه مىتواند ابزار تكامل و پيشرفت ما باشد، به نقمت و مانعى بر سر راه كمال خويش مبدّل نسازيم. در اينباره اگر به مقتضاى فطرت عمل كنيم، غريزه جنسى زمينهاى مىشود براى رسيدن به مودت، رحمت، آرامش و سكون روحى:
وَمِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً؛[١] و از نشانههاى او اينكه از [جنس]خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدان ها آرامش يابيد، و ميانتان دوستى و رحمت قرار داد.
گرايش و ميل فطرى زن و مرد نسبت به يكديگر، آنها را به هم نزديك مىكند و موجب تشكيل كانون خانواده و ايجاد انس و صفا و محبت بين آن دو مىگردد و هر دو در ساحل اين كانون به آرامش مىرسند. از اين رو كانون گرم خانواده مىتواند نمونهاى كوچك از بهشت در دنياى مادى باشد. اما متأسفانه كسانى چون دلشان درحال و هوايى ديگر گرفتار مىآيد و از فطرت صحيحْ منحرف مىشوند، خود را ازنعمت و فضايل تشكيل خانواده محروم مىسازند.
از اين رو انسان بايد بسيار مراقب باشد كه در اين مسير انحرافى نيفتد، چراكه افتادن در اين مسير چنين خطرى را به همراه دارد كه انسان به جاى صعود به مدارج انسانى، به پستترين دركات حيوانى سقوط مىكند. متأسفانه در دنياى امروز ما شاهد فجايعى بسيار تلخ در اين زمينه هستيم كه برخى اخبار آن در مجلات و روزنامهها نيز انعكاس مىيابد. با تأسف فراوان شاهديم كار به جايى رسيده كه در برخى كشورها نه تنها در استفاده از جنس مخالف هيچ حد و مرزى قائل نيستند، بلكه عمل شنيع همجنسبازى را نيز كاملا رسمى و قانونى كردهاند! حتى كار را بدانجا رساندهاند كه انسان از گفتن آن نيز شرم دارد، و با كمال تأسف مشاهده مىكنيم كه حتى به كودكان كم سن و سال و اطفال خُردسال روى آوردهاند! عمق اين فاجعه تا بدان حد است كه برخى به اين مقدار هم اكتفا نمىكنند و براى ايجاد تنوع و ارضاى تمنيات افسار گسيخته خود به سراغ حيوانات مىروند! تعجب، تأسف و حيرت انسان هنگامى بيشتر مىشود كه با اين حقيقت مواجه
[١] روم (٣٠)، ٢١.