رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٨ - نگرش افراطى و تفريطى به غريزه جنسى
ارضاى غريزه جنسى است و همه امور ديگر در واقع مقدمهاى براى ارضاى اين غريزه است. فرويد تمايز اصلى بين شخصيت طبيعى و نرمال با شخصيت غير سالم و نابهنجار را همين غريزه جنسى دانسته و معتقد است هرگونه نابهنجارى در شخصيت انسان، به سركوب شدن غريزه جنسى بازمىگردد. از اين رو نظريه علمى او در باب شخصيت اين است كه اگر مىخواهيم انسانها از شخصيتى كاملا سالم و بهنجار برخوردار باشند، بايد هيچ گونه محدوديتى بر سر راه ارضاى غريزه جنسى افراد ايجاد نكنيم و آنها را از اين نظر كاملا آزاد بگذاريم.
همچنان كه اشاره كرديم، حقيقت اين است كه با توجه به فلسفه آفرينش و حكمتهاى الهى، به راحتى مىتوان فهميد كه اصل اين غريزه در وجود انسان خير است و مثل ساير غرايز، نعمتى است كه خداى متعال در خلقت انسان و نظام آفرينش قرار داده است. با اين ديد، معناى آيات و رواياتى هم كه در اين زمينه وارد شده روشن مىشود و اين گونه نخواهد بود كه صرفاً از سر تعبّد بخواهيم آنها را بپذيريم. همان گونه كه توضيح داديم، حفظ نوع انسان و نسل بشر در گرو وجود اين غريزه است و اگر اين غريزه وجود نمىداشت، تمامى مواهب و پيشرفتهايى هم كه در اثر امتداد نسل انسان و انتقال تجربيات از نسلى به نسل ديگر عايد بشريت شده، لباس وجود نمىپوشيد و انسان از آنها بىبهره مىماند. اشاره كرديم كه اگر غريزه جنسى نبود، خداوند هر گروه از انسانها را كه خلق مىكرد پس از مدت كمى نسل آنها منقرض مىگرديد و لازم بود خداوند انسانهاى جديدى خلق كند؛ و بدين ترتيب تمدن بشرى پيوسته در مرحله بربريت و غارنشينى و انسانهاى نخستين باقى مىماند. همچنين فايده ديگر غريزه جنسى اين است كه ابتلائات و آزمايشهايى كه به وسيله اين غريزه براى انسان پيش مىآيد، زمينه رشد و كمال و پيشرفت هر چه بيشتر او در مسير «قرب الى الله» را فراهم مىكند. بنابراين حكمتهاى مختلفى در غريزه جنسى وجود دارد كه اگر به آنها توجه كنيم، تصديق خواهيم كرد كه به لحاظ «فلسفى» اين غريزه چيزى جز خير و نعمت براى آدمى نيست.
اما با اين حال بايد توجه داشته باشيم كه مسأله از لحاظ «اخلاقى» تفاوت مىكند. گرچه به لحاظ «فلسفى» اين غريزه چيزى جز خير و نعمت براى آدمى نيست، اما از نظر