رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٩ - توجه به صلاح و سعادت خانواده
البته حضرت ابراهيم و اسماعيل(عليهما السلام) در ادامه دعاى ديگرى نيز براى نسل خود مطرح كردند و از خداى متعال خواستند كه از ميان فرزندانشان پيامبرى را مبعوث فرمايد:
رَبَّنا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ[١] الْحَكِيم؛ پروردگارا، در ميان آنان فرستاده اى از خودشان برانگيز، تا آيات تو را بر آنان بخواند، و كتاب و حكمت به آنان بياموزد و پاكيزه شان كند؛ زيرا كه تو خود، شكست ناپذير حكيمى.
تحقق و استجابت اين دعا در واقع در زمانى بود كه پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) به رسالت مبعوث شد. پيامبر(صلى الله عليه وآله) خود در اين زمينه مىفرمايد:
اَنَا دَعْوَةُ اِبْراهيم؛[٢] من دعاى ابراهيم هستم.
بهجز اين دو دعا، قرآن كريم دعاى ديگرى را نيز از حضرت ابراهيم(عليه السلام) درباره فرزندان و نسل خود نقل مىكند. آن زمان كه خداوند پس از موفقيت ابراهيم در همه امتحانها مقام منيع امامت را به آن حضرت عطا فرمود، ابراهيم(عليه السلام) باز هم در انديشه فرزندان و نسل خويش بود و اين مقام را براى آنان نيز از خداى متعال درخواست كرد:
وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمات فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظّالِمِينَ؛[٣] و چون خداوند ابراهيم را با كلماتى بيازمود و وى به خوبى از عهده همه آنها برآمد، [خداوند]به او فرمود: «من تو را پيشواى مردم قرار دادم.» [ابراهيم] عرض كرد: «از دودمانم [نيز امامانى قرار ده].» خداوند فرمود: پيمان من به ستمكاران نمىرسد.
خداى متعال مقام نبوت و رسالت را به حضرت ابراهيم عطا فرمود و پس از آن وى را به مقام «خلّت» مفتخر ساخت:
وَاتَّخَذَ اللهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلا؛[٤] و خداوند ابراهيم را دوست [خود]گرفت.
[١] بقره (٢)، ١٢٩. [٢] ر.ك: بحارالانوار، ج ١٥، ص ٢٩٧، روايت ٢٧، باب ٤ و ج ٤٦، ص ٣٤٩، روايت ٢، باب ٩. [٣] بقره (٢)، ١٢٤. [٤] نساء (٤)، ١٢٥.