رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٥ - انسان هاى كور و كر و بى بهره از عقل!
چيست و در كجاى بدن انسان قرار دارد، و آيا اساساً مادى و جسمانى است يا از سنخى ديگر است، و بحثها و سؤالاتى از اين قبيل، مطالبى هستند كه براى امثال بنده چندان روشن نيست. آنچه مسلّم است اين است كه ما غير از اين چشم و گوش ظاهرى كه هر چيزى اعم از حلال و حرام را با آن مىبينيم و مىشنويم، چشم و گوشى ديگر هم داريم كه با آنها حقايق عالم را مىبينيم و مىشنويم. كسى كه از چنين گوشى برخوردار است وقتى كلام خدا را مىشنود تنها الفاظى عربى را كه با صوتى دلنشين تلاوت مىشود، نمىشنود، بلكه آن كلمات و الفاظ را با معناى حقيقى و معنايى كه خداوند اراده فرموده است با گوش جانش مىشنود. در مقابل، كسانى نيز وقتى قرآن تلاوت مىشود نه معناى آن را مىفهمند و نه حقيقت آن را درك مىكنند و بهره و حظشان از آن فقط همين است كه اگر قارى خوشصدايى باشد و زيبا تلاوت كند «الله، الله» و «احسنت، احسنت» بگويند.
اگر گوش و چشم باطنى و حقيقتبين انسان بسته شد، آدمى ديگر نه حقايق عالم را مىبيند و نه گوشش شنواى سخن حق خواهد بود. شايد شما نيز مثل بنده اين مطلب را تجربه كرده باشيد كه گاهى با آنكه انسان مىداند و مىفهمد سخنى مفيد و كاملا حق و درست است، اما دلش هيچ ميلى به شنيدن آن ندارد. شايد براى هركدام از ما مكرر اتفاق افتاده باشد كه مىبينيم حال و حوصله نداريم به سخن كسى كه موعظهاى مىكند يا تفسير قرآن مىگويد و يا روايتى را شرح مىدهد گوش فرا دهيم. كم نيستند كسانى كه اگر به درس تفسير و اخلاق و جلسه وعظ و موعظهاى دعوت شوند به بهانههايى نظير خستگى، سردرد، و كار و گرفتارى متوسل مىشوند و از آمدن عذر مىآورند. اين در حالى است كه همين افراد اگر تلويزيون در همان زمان فيلم و سريال و برنامه چشمنوازى داشته باشد و يا در جايى ديگر برنامهاى باشد كه با گوش و چشم آنان آشناتر است، هيچ احساس خستگى و كسالتى نمىكنند و به گرمى و با ميل و رغبت تمام از آن استقبال مىنمايند.
احتمالا گاه برايمان پيش آمده كه يك كانال تلويزيون، براى مثال، درس تفسير حضرت آيتالله جوادى آملى ـ حفظه الله تعالى ـ را پخش مىكند و ما وقتى به آن گوش مىدهيم خوابمان مىگيرد و احساس بىحوصلگى مىكنيم، اما در همان زمان كانال را عوض مىكنيم و دو سه ساعت پاى برنامهاى مىنشينيم كه هيچ فايده و بهره دنيايى يا