رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١ - پرهيز خاص از شنيدنى هاى لغو
غرض عقلايى ديگرى در نظرم باشد. اين همان چيزى است كه قرآن از آن نهى مىكند. البته برخى اين كار (خوددارى از شركت در چنين جلساتى) را ارتجاع مىدانند؛ اما در مقابل اينان بايد گفت اگر قرآن ارتجاع است، ما مرتجعيم و به اين ارتجاع افتخار مىكنيم.
در هر صورت، براى سير در طريق تكامل انسانى، آدمى بايد در كنار انجام واجبات و توجه به عوامل مثبت، محرّمات و عوامل منفى و امور لغو و بىفايدهاى را هم كه هيچ اثر مثبتى در تقرب انسان به خدا ندارد مد نظر داشته باشد و از آنها اجتناب كند. تاجرى كه سرمايهاى در اختيار دارد، وقتى مىتواند سرمايهاش را در جايى به كار بگيرد كه، براى مثال، ده درصد سود داشته باشد، دليلى ندارد كه اين سرمايه را صرف كارى نمايد كه هيچ سودى براى او ندارد. البته سود ده درصد مربوط به كارها و تجارتهاى معمول دنيايى است، وگرنه در بحث ما كه بحث آخرت و كمال انسانى و تقرب به خداى متعال است، طبق بيان قرآن، سودْ ده برابر، يعنى هزار درصد است:
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها[١] هر كسى كار نيكى بياورد ده برابر آن [پاداش]خواهد داشت.
اكنون در جايى كه انسان مىتواند تجارتى بكند كه هزار درصد سود دارد، چرا عمر و وقتش را صرف كارى نمايد كه هيچ فايدهاى ندارد؟! آيا انسان عاقل دست به كارى مىزند كه پس از ساعتها و روزها تلاش و زحمت، در نهايت به همان چيزى دست يابد كه در ابتدا در اختيار داشت؟! صرف عمر در امور بىفايده نظير همين است كه انسان دست به تجارتى بزند كه سودى ندارد و در آخر همان سرمايه اوليهاى كه داشت برايش باقى بماند. البته اين تنظير و تشبيه از جهتى غلط است، چراكه عمر انسان سرمايهاى است كه وقتى از دست رفت ديگر قابل بازگشت و تدارك نيست. از اين رو عاقلترين انسانها كسى است كه لحظه لحظه عمرش را در امورى صرف كند كه در مسير تقرب به خداى متعال فايده و اثرى برايش داشته باشد. از خداوند مسألت داريم كه توفيق استفاده هرچه بيشتر و بهتر از سرمايه عمر را به همه ما عنايت فرمايد.
[١] انعام (٦)، ١٦٠.