رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٨ - حكمى عمومى براى توبه
روشن نمىشود. مىفرمايد: شادى خداوند از توبه اين عبد، بيشتر است از شادى كسى كه در بيابانى بىآب و علف زاد و توشه خود را گم كرده باشد و پس از ساعتها سرگردانى و جستوجو آن را بيابد. خود روايت اين صحنه را بسيار زيبا تصوير كرده است: شخصى را در نظر بگيريد كه در بيابانى خشك و سوزان تك و تنها مانده و مركب و زاد و راحله خويش را گم كرده و دستش از همه جا و همه چيز كوتاه شده است. حتى آب و غذايش هم كه بار آن مركب بوده از دست داده است. از اين رو، از جرعهاى آب و لقمهاى غذا كه بتواند در آن گرماى سوزان با آن اندكى رفع عطش يا سدّ جوع نمايد محروم مانده است. طبعاً به اميد آنكه نشانى از گمشده خويش بيابد حيران و سرگردان در آن بيابان گرم و خشك گاه به اين سو و گاه به آن سو مىرود. اما هرچه جستوجو مىكند اثرى از زاد و راحله خويش نمىيابد و سرانجام خسته و نا اميد و در حالى كه ديگر رمقى برايش باقى نمانده و تسليم مرگ شده، دست را زير سر مىگذارد و روى زمين دراز مىكشد. در اين حال ناگهان چشم باز مىكند و شخصى را مىبيند كه با شتر و زاد و راحله گم شدهاش در جلوى او ايستاده و صدايش مىزند تا مهار شترش را به دست او بدهد. طبيعى است كه خوشحالى چنين كسى از يافتن زاد و راحلهاش به حدى است كه با هيچ لفظ و كلامى قابل توصيف نيست. در حديث مىفرمايد: خوشحالى خداوند از توبه بندهاش، از خوشحالى چنين كسى بيشتر است![١] اميدواريم كه خداى متعال به همه ما توفيق توبه نصوح از خطاها و لغزشهايمان را عنايت فرمايد.
[١] متن اين روايت چنين است: اَلا اِنَّ اللهَ اَفْرَحُ بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ حينَ يَتُوبُ مِنْ رَجُل ضَلَّتْ راحِلَتُهُ في اَرْض قَفْر وَعَلَيْها طَعامُهُ وَشَرابُهُ فَبَيْنَما هُوَ كَذلِكَ لا يَدْري ما يَصْنَعُ وَلا اَيْنَ يَتَوَجَّهُ حَتّى وَضَعَ رَأْسَهُ لِيَنامَ فَاَتاهُ آت فَقالَ لَهُ هَلْ لَكَ في راحِلَتِكَ قالَ نَعَمْ هُوَ ذِهِ فَاَقْبِضْها فَقامَ اِلَيْها فَقَبَضَها فَقالَ اَبُوجَعْفَر(عليه السلام) وَاللهُ اَفْرَحُ بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ حينَ يَتُوبُ مِنْ ذلِكَ الرَّجُلِ حينَ وَجَدَ راحِلَتَهُ. (بحارالانوار، ج ٦، ص ٣٨، روايت ٦٧، باب ٢٠).