رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨ - پرهيز خاص از شنيدنى هاى لغو
البته يكى از مصاديق بارز و رايج لغو، موسيقى و ساز و آوازهاى غنايى و حرام است، اما اينگونه استعمالات باعث تقييد مفهوم لغو به حوزه مسموعات نمىشود. مفهوم اين واژه وسيعتر از اين است و هرگونه كار بيهوده و بىفايده را شامل مىشود.
دو مفهوم ديگرى كه به مفهوم «لغو» نزديك هستند عبارتند از «عبث» و «لهو» كه اين دو مفهوم نيز در قرآن كريم به كار رفته است. «عبث» به كارى گفته مىشود كه هدفى عقلايى ندارد. لهو نيز عبارت از كارى است كه صرفاً جنبه سرگرمى دارد و هيچ فايدهاى درپى ندارد. يك كار ممكن است به لحاظ سرگرمكنندگىاش مصداق «لهو»، به لحاظ بىفايده بودنش مصداق «لغو» و به لحاظ بازيچه بودن و ثمره و هدف عقلايى نداشتنش مصداق «عبث» باشد. نمونهاى از استعمال واژه «عبث» در قرآن در اواخر همين سوره مؤمنون است كه چنين مىخوانيم:
أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً؛[١] آيا پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريدهايم؟
به اين سه واژه بايد واژه «لعب» را نيز اضافه كنيم. اين واژه نيز كه معنايى شبيه و نزديك به «لهو» دارد در چند مورد در قرآن آورده شده است و از جمله در چند آيه، دو واژه «لهو» و «لعب» در كنار هم به كار رفتهاند. براى نمونه، در آيهاى مىفرمايد:
إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَلَهْوٌ؛[٢] زندگى دنيا تنها بازى و سرگرمى است.
در هر صورت، لغو معنايى عام دارد و فقط به مسموعات، غنا و موسيقىهاى حرام محدود نمىشود، گرچه همانگونه كه اشاره شد، يكى از مصاديق بارز آن، مسموعات لهوى و موسيقىهاى حرام است. به همين مناسبت نكتهاى تربيتى را كه در اينجا مىتوان استفاده كرد اين است كه انسان در پرهيز از امور لغو، از بارزترين آنها كه مسموعات و امور شنيدنى است شروع كند و از گوشدادن به موسيقىهاى حرام و آهنگهاى مبتذل جداً پرهيز نمايد. همچنين به جز موسيقى بايد از ساير مسموعات حرام، از قبيل فحش و مسخرگى و مانند آنها برحذر بود.
بنابراين اصل «لغو» عبارت است از كارى كه فايدهاى بر آن مترتب نيست. در صدر
[١] مؤمنون (٢٣)، ١١٥. [٢] محمد (٤٧)، ٣٦.