رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٣ - بحثى درباره قاعده اعتدال و حد وسط
مثال، حد وسط در تلاش براى كسب روزى و مال و ثروت اين است كه اگر انسان مىتواند روزانه يك هزار تا يك ميليون تومان درآمد داشته باشد، هر دو را كنار بگذارد و درآمد روزانه پانصد هزار تومان را انتخاب كند! يا در تحصيل علم، كمترين تلاش اين است كه انسان چند كلمهاى از دانشى را فرا بگيرد. بالاترين تلاشهاى علمى نيز تلاش علمى دانشمندان و علمايى است كه تمام عمرشان را شبانهروز صرف آموختن دانش مىكنند. اكنون با توجه به اين دو حدّ افراط و تفريط در تلاش علمى، راه مطلوب و صحيح و ميانه آن است كه انسان نه به آن چهار كلمه اكتفا نمايد و نه آنقدر تلاش كندكه علامه و آيتالله العظمى و نظاير آنها بشود!
روشن است كه چنين تفسيرهايى از اصل «اعتدال» و «حد وسط» كاملا اشتباه و به بىراهه رفتن است. حد وسطى كه در اينجا مطرح است كمّى نيست تا بر اساس آن بين هزار و يك ميليون، پانصد هزار را به عنوان حد وسط بگيريم. همانگونه كه اشاره كرديم، منظور از حد وسط در اينجا اين است كه انسان در تزاحم امور و تكاليف با يكديگر، هر كدام را طورى انجام دهد كه به ديگرى ضرر نزند. بر اين اساس، حد وسط هر چيزى در واقع نسبت به مزاحماتش تعيين مىگردد. براى مثال، بايد تا آنجا به كسب علم و دانش پرداخت كه به انجام وظايف واجبى كه نسبت به پدر و مادر، همسر و فرزندانمان داريم، آسيب نرساند. اگر آن قدر به تحصيل علم اهميت دهيم كه اين امور فراموش شود، چنين تحصيل علمى مطلوب نيست و حتى گاهى ممكن است در مواردى، برخى مصاديق آن، حرام يا شبه حرام باشد.
بنابراين تفسير «كمّى» كردن از حد وسط در اينجا هيچ وجهى ندارد. روشن است كه هيچگاه مقصود از رعايت حد وسط در علم آموزى اين نيست كه انسان نه بايد بىسواد باشد و نه آنقدر درس بخواند كه علاّمه شود! يا در كسب مال و ثروت بگوييم نه فقر مطلق خوب است و نه اينكه انسان مال فراوان داشته باشد. اگر اينطور باشد پس حضرت سليمان(عليه السلام) كارش درست نبود، چرا كه مُلك و سلطنتش بسيار وسيع و گسترده بود!
رعايت حد وسط در اينجا يعنى نيرو و امكاناتى كه صرف كارى مىكنيم در حد اعتدال باشد، نه آنكه بگوييم «حاصل» و «نتيجه»اى كه از عمل به دست مىآيد حد