رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٨ - دقتى در برخى مفاهيم قرآنى مورد بحث
يا أَيُّهَا الإِْنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ؛[١] اى انسان! تو با تلاش و رنج به سوى پروردگارت مى روى و او را ملاقات خواهى كرد.
مفهوم ديگرى كه قرآن در همين زمينه به كار مىگيرد و از نوعى تشبيه و استعاره بهره مىبرد، اين است كه قرآن مسأله خلقت انسان و آمدن او به اين جهان و تكاملش را با ادبيات مربوط به كشت و رشد دانه و گياه و درخت بيان مىكند. از اين منظر، انسان هنگامى كه متولد مىشود و پا به اين جهان مىگذارد، به مثابه دانهاى است كه در زمين كاشته مىشود. دانه كاشته شده از يك سو با رسيدگىهاى مناسب مىتواند رشد كند و استعدادهاى نهفته در آن شكوفا شود و به وضعى مطلوب و ارزشمند نايل گردد. از سوى ديگر، اين امكان نيز وجود دارد كه دانه نه تنها رشد نكند، بلكه بگندد، بپوسد و فاسد شود و همان ارزش اوّلى خود را هم از دست بدهد. انسان نيز دقيقاً همين وضع را دارد و استفاده قرآن كريم از مفاهيمى همچون «فلاح» و «تزكيه» در اين زمينه را مىتوان در همين راستا ارزيابى كرد. «فلاح» با واژه «فلّاح» به معناى كشاورز، و «فلاحت» به معناى كشاورزى، از يك ريشه هستند و تناسب مفهومى دارند. در فارسى نيز ما «فلاح» را به رستگارى و رستن ترجمه مىكنيم. انسانى كه به «فلاح» مىرسد، گويا دانهاى است كه «رسته» و سر از خاك ظلمانى و تيره بيرون آورده و در زير خاك نمانده تا بپوسد و فاسد شود.
مؤيد اين برداشت، آيات سوره «شمس» است؛ آن جا كه مىفرمايد:
وَنَفْس وَما سَوّاها * فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَتَقْواها * قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكّاها * وَقَدْ خابَ مَنْ دَسّاها؛[٢] سوگند به نفس و آن كس كه آن را نيكو ساخت؛ پس پليدكارى و پرهيزگارى اش را به آن الهام كرد؛ [كه] هر كس آن را پاك گردانيد قطعاً رستگار شد، و هر كه آلودهاش ساخت قطعاً نوميد و محروم گشت.
واژه «تزكيه» كه در اين آيات به كار رفته (زكّاها)، در اصل ريشه لغت، در امور باغبانى و كشاورزى كاربرد دارد. زمانى كه يك باغبان به درختى رسيدگى مىنمايد و آن را هرس مىكند و شاخ و برگ اضافى آن را مىزند اصطلاحاً گفته مىشود كه درخت را «تزكيه»
[١] انشقاق (٨٤)، ٦. [٢] شمس (٩١)، ٧ ـ ١٠.