رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٤ - تمايل انسان به بى قيدى
تقيدى نداشته باشد و هر زمان هر كار كه دلش مىخواهد، انجام دهد و چيزى مانع اجرا و انجام خواسته و ميل او نباشد. در اخلاق و معارف اسلامى، اين تمايل به اوصافى همچون: حيوانى، شيطانى و نفسانى موصوف مىگردد، كه همه اين تعبيرها در جاى خود درست و صحيح است؛ چراكه اين تمايل هم با بعد حيوانى وجود انسان، هم با شيطان، و هم با هواى نفس نسبت و ارتباط دارد. اصل مسأله اين است كه اين خواست و تمايل از جنبه مادى و «حيوانى» انسان نشأت مىگيرد، اما به لحاظ اخلاقى، از اين گونه تمايلات با عنوان «هواهاى نفسانى» و «شيطانى» تعبير مىكنند.
در هر صورت، اين تمايل در سطوح مختلفى بر انسان تأثير دارد. در صورتى كه اين تمايل بسيار شديد و افراطى باشد، به طور ناخودآگاه حتى مىتواند بر ديدگاهها و تفكرات و عقايد انسان تأثير بگذارد. اگر آدمى تمايل شديدى به بىقيدى و بىبندوبارى داشته باشد، به طور ناخودآگاه به امورى كه بنا است احياناً تقيّد و محدوديتى برايش ايجاد كنند اصلا اجازه نمىدهد كه به ذهن او وارد شوند تا بخواهد در مورد آنها فكر كند. اين افراطىترين حالت اين تمايل است كه تحت تأثير آن، آدمى حاضر نمىشود حتى در حوزه فكر و نظر هم حسابى براى امور «تقيدآور» باز كند.
اما در هر صورت ممكن است شرايطى پيش بيايد كه انسان ناگزير باشد فكر و انديشه خود را در حوزه اين امور به جريان بيندازد. براى مثال، فرض كنيد از او دعوت شده كه در جلسهاى پيرامون موضوعى بحث كند كه به اين وادى ارتباط دارد، يا در محفلى كسى موعظهاى كرده و بحثى پيش آمده و انتظار مىرود كه او هم سخنى بگويد. اينجا مرحله دوم تأثير تمايل مذكور است. در چنين شرايطى كه انسان به ناچار بايد فكرش را به امور تقيدآور معطوف كند، باز تحت تأثير آن تمايل سعى مىكند مقدمات فكرى و نظرى را به گونهاى تنظيم كند كه به همان نتيجه دلخواه خودش كه بىبندوبارى و آزادى است، برسد. نكته مهم در اينجا اين است كه در بسيارى از مواقع، اين تأثير به صورت ناخودآگاه است و چه بسا انسان خود مىپندارد كه كاملا بر اساس برهان و منطق و تفكر آزاد و بى هيچ غلّ و غشّ و دخالتى به اين نتيجه و ديدگاه فكرى رسيده است. «حيلههاى نفسانى» و «كيد و مكر نفس» اصطلاحى است كه براى اين گونه موارد به كار