رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٤ - تحليلى پيرامون فلسفه وجود غرايز در انسان
فراوان است و از آنها مىخوريد. و از طور سينا درختى برمىآيد كه روغن و نان خورشى براى خورندگان است. و همانا براى شما در چهارپايان درس عبرتى است: از [شيرى] كه در شكم آنها است به شما مىنوشانيم، و براى شما در آنها منافع بسيارى است، و از [گوشت] آنها مىخوريد.
همچنين غير از اصل غريزه گرسنگى و اشتهاى به غذا خوردن، غالباً اينگونه است كه وقتى بدن انسان به چيز خاصى احتياج دارد، به طور طبيعى اشتهاى آدمى نيز به همان چيز تعلق مىگيرد. اين هم نعمت ديگرى در اين زمينه است كه خداوند به انسان ارزانى داشته است.
بنابراين ملاحظه مىكنيم كه خداى متعال چه دستگاه حكيمانهاى را ترتيب داده است تا انسان بتواند ساليانى را در اين دنيا زندگى كند و حياتش بقا و دوام داشته باشد.
اما مسأله به همينجا ختم نمىشود و خداوند در وراى همه اينها مصلحت ديگرى را نيز قرار داده است كه انسان را مبهوت مىكند و نشان مىدهد كه حكمتهاى خداى متعال تا چه حد تو در تو است و در پس هر لايهاى، لايه ديگرى از حكمت وجود دارد. حكمت ديگرى كه خداوند در پس اين دستگاه پيچيده غريزه گرسنگى و خلق انواع غذاها در خارج، قرار داده اين است كه انسان براى هر لقمهاى از غذا كه مىخواهد تناول كند يك حكم شرعى هم آنجا وجود دارد كه زمينه يك امتحان را براى وى فراهم مىكند؛ احكامى از اين قبيل كه: از ربا نباشد، از مال غصبى نباشد، نجس نباشد، از حيوان حرام گوشت نباشد، و دهها حكم ديگر كه همه زمينه آزمايشى است براى انسان؛ آزمايشى كه هيچ چارهاى از آن نيست و خداوند اصولا انسان را خلق كرده تا او را مورد ابتلا و آزمايش قرار دهد و نيكوكار را از زشت كردار معلوم بدارد:
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً؛[١] آن [خدايى] كه مرگ و زندگى را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد.
بنابراين غرض اصلى، آزمايش و امتحان انسان است؛ اما براى آزمايش لازم است فرصتى براى زندگى و بقا و حيات در اين عالم به او داده شود، و يكى از امورى كه امكان
[١] ملك (٦٧)، ٢.