رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦٠ - معناى « امام»
درخواستهاى آن حضرت در مورد فرزندان و ذريه خود اشاره كرديم. اكنون در اين جلسه كه جلسه پايانى اين سلسله از مباحث است قصد آن داريم كه به شرح و تفسير قسمت دوم آيه و آخرين وصف مطرح شده درباره عبادالرحمان بپردازيم.
در بخش دوم آيه مذكور يكى ديگر از صفات عبادالرحمان اين دانسته شده كه آنان از خداى متعال چنين درخواست مىكنند:
وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماما؛ و ما را پيشواى پرهيزگاران گردان.
اولين بحثى كه پيرامون اين آيه مىتوان مطرح كرد، بحث درباره واژه «امام» است، تا در پرتو آن معلوم شود مقصود عبادالرحمان از اينكه از خدا مىخواهند آنها را امام متقين قرار دهد، چيست. كلمه «امام» در فرهنگ ما شيعيان معناى خاصى پيدا كرده و ما معمولا وقتى اين كلمه را بدون هيچ قرينه و پيشوند و پسوندى به كار مىبريم، مقصود از آن، ائمه اهلبيت و دوازده امام معصوم ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ هستند. اما بايد توجه داشته باشيم كه اين كلمه از نظر لغوى چنين معنايى ندارد و معناى آن در لغت بسيار وسيعتر از اين اصطلاح شايع در ميان شيعيان است. «امام» كه جمع آن «ائمه» است، در لغت به معناى «پيشرو» و كسى است كه نسبت به گروهى از افراد جايگاه رهبرى و پيشوايى دارد و او در جلو و آن افراد بهدنبال او حركت مىكنند. اين پيشوايى نيز اختصاصى به پيشوايى و راهبرى در مسير هدايت و سعادت ندارد و به سردمداران كفر و ضلالت نيز «امام» و پيشوا اطلاق مىشود. از باب نمونه، در قرآن كريم گاهى به امامانى اشاره مىشود كه انسانها را به سعادت و نجات رهنمون مىشوند:
وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا؛[١] و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت مىكردند.
و گاه نيز از امامانى ياد مىشود كه انسانها را به سوى كفر و آتش سوق مىدهند:
وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النّارِ وَيَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُون؛[٢] و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه [مردم را] به سوى آتش مىخوانند، و در روز رستاخيز يارى نخواهند شد.
[١] انبياء (٢١)، ٧٣. [٢] قصص (٢٨)، ٤١.