رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٢ - ارائه الگويى صحيح از چگونگى اِعمال عاطفه
كند، اما در هر صورت اگر موفق به جلب رضايت آنها نشد حق ندارد واجبى را كه بر او تعيّن يافته ترك نمايد.
اين مسأله بسيار مهم و اساسى است و انسان بايد در مورد آن بسيار مراقب باشد. از آنجا كه به طور فطرى و طبيعى، جاذبه و كشش اين محبتها و عواطف بسيار قوى است، اگر انسان مراقب نباشد به تدريج ممكن است در اثر آن به سمت ترك تكليف واجب و ارتكاب گناه سوق پيدا كند. به خصوص كه آدميزاد راه توجيه را خوب بلد است و با هزار و يك توجيه عرفى و شرعى راهى را براى خود درست مىكند تا از كسانى كه با آنها انس و الفت دارد جدا نشود. اصل قضيه اين است كه ته دلش آن محبت افراطى او را پاىبند كرده و نمىگذارد به انجام تكليف مبادرت ورزد، ولى در ظاهر دلايل متعدد شرعى براى ترك آن مىآورد و خود را قانع مىكند كه انجام اين كار بر من لازم نيست.
از اين رو باز هم تأكيد مىكنيم كه انسان بايد كاملا حواس خود را جمع كند و لايههاى زيرين دل خود را واكاوى و اصلاح نمايد و مراقب باشد حب و بغضهايش منطقى و معقول و مشروع باشد و از حد اعتدال خارج نشود.
از سوى ديگر، همانگونه كه پيش از اين نيز اشاره كرديم، بايد متوجه بود كه تفريط در محبت و عاطفه و ابراز آن نيز مضر است و مشكلاتى را به وجود مىآورد. امروزه تحقيقات روانشناختى به وضوح نشان مىدهد كه بسيارى از ناهنجارىها در رفتارها و شخصيت افراد، ريشه در كمبود محبت و عاطفه در خردسالى و كودكى دارد. نديدن محبت كافى در كودكى، باعث رشد نابههنجار شخصيت و تربيت افراد عقدهاى، بزهكار و جنايتكار مىشود. از اين رو خود اين مطلب كه انسان بين افراط و تفريط در محبت و عاطفه حد وسط را بگيرد و راه اعتدال را بپويد، امرى است كه نياز به آموزش دارد.
ارائه الگويى صحيح از چگونگى اِعمال عاطفه
بندگان شايسته خدا هميشه مراقبند كه محبت زن و فرزند بر محبت خدا نچربد و آنان را از اطاعت امر خدا و انجام فرمان الهى بازندارد. نمونهاى از اين امر را مىتوان در اين كلام اميرالمؤمنين على(عليه السلام) مشاهده كرد كه مىفرمايد: