رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٤ - احتمالاتى درباره معناى « شهادت» در اين آيه
آنچه موجب شده مرحوم علامه اين احتمال را اندكى بيشتر ترجيح بدهند، ذيل آيه و جملهاى است كه پس از عبارت «لا يَشْهَدُونَ الزُّور» آمده است. ادامه آيه اينچنين است:
وَإِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراما؛[١] و چون بر لغو بگذرند، بزرگوارانه از آن مىگذرند.
«شهادت» به معناى «حضور» با اين جمله دوم تناسب بيشترى دارد و معناى آيه در مجموع اين مىشود كه: عبادالرحمان خودشان با عزم و قصد در مجلس گناه و باطل حضور پيدا نمىكنند، و اگر هم اتفاقاً عبورشان به جايى افتاد كه كسانى مشغول گناه و امرى باطل هستند، از كنار آن كريمانه مىگذرند و توقف نمىكنند. «لا يَشْهَدُون» يعنى «لا يَحْضُرُون»؛ يعنى عبادالرحمان عمداً و قصداً در مجلس باطل و گناه حاضر نمىشوند. علاوه بر آن، اگر احياناً و برحسب تصادف نيز به كسانى برخورد كردند كه مشغول گناه هستند، توقف نمىكنند و با كرامت و بزرگوارى از كنار آنها عبور مىكنند.
مرحوم علامه پس از ذكر دو وجه مذكور گرچه با اين بيان احتمال دوم را تقويت مىكنند، اما در نهايت هيچ يك از اين دو احتمال را تعيين و انتخاب نمىكنند.
اما به نظر مىرسد غير از اين دو وجه بتوان وجه و احتمال سومى را هم در نظر گرفت. آن احتمال اين است كه «شهادت» را به معنايى اعم از «گواهى دادن» و «حضور» بگيريم. بدين ترتيب، مىتوان معنايى كه «قدر مشترك» و «قدر جامع» بين دو معناى مذكور، و طبيعتاً اعم از هركدام از آنها است، در نظر گرفت و آيه را بر آن معناى عام حمل كرد. علاوه بر اين، اگر كسى در مباحث «اصول فقه» مبنايش اين باشد كه «استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد جايز است»، مىتواند «شهادت» در اين آيه را بر هر دو معناى مذكور حمل كند. تا آنجا كه در خاطرم هست مرحوم آقاى حكيم در كتاب «حقايق الاصول» همين مبنا را اختيار فرمودهاند. مرحوم حكيم در آنجا ضمن استدلالهايى كه براى اثبات اين مبنا مىآورند، به مطلبى از مرحوم ملافتحعلى سلطانآبادى استشهاد مىكنند و مىفرمايند: ايشان در سامرا درس تفسيرى داشتند و در آن جلسات، براى آيهاى دوازده معنا ذكر كردند و اين در حالى بود كه هر معنايى را كه مىفرمودند گمان مىرفت كه از معناى قبلى بهتر است!
[١] فرقان (٢٥)، ٧٢.