رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٣ - پاسخ پرسش مذكور
ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللهِ وَكانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ؛[١] سپس سرانجامِ كسانى كه بدى كردند به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آنها را به مسخره گرفتند.
اما كسى كه از كرده خود پشيمان شده و ديگر نمىخواهد به گناه و نافرمانى از فرمان خداوند ادامه بدهد، زمينه ايمان برايش فراهم مىشود. از اين رو در آيه مورد بحث (٧٠ فرقان)، مناسبت ذكر ايمان بعد از توبه (إِلاّ مَنْ تابَ وَآمَن) اين است كه پس از پشيمانى از گناه، آدمى بايد فرصت را مغتنم بشمارد و به تقويت روح ايمان كه در اثر گناه تضعيف شده بود، بپردازد.
ايمان صرف لقلقه زبان نيست، بلكه بايد اثر آن در اعمال و رفتار انسان ظاهر شود. ايمانى كه هيچ اثرى در عمل آدمى نداشته باشد ايمان كاذب و ظاهرى است و نمىتوان حقيقتاً آن را ايمان ناميد. از اين رو گاهى هست كه آدمى خيال مىكند ايمان دارد، غافل از اينكه خود را فريب مىدهد و هرگاه كه وقت عمل و ظهور اثر ايمان فرا مىرسد چيزى در چنته ندارد و دستش كاملا خالى است. البته از آن سو نيز چون حقيقت ايمان تصميم و عزم جدّى و واقعى بر عمل است، ممكن است كسى كه چنين تصميمى داشته و موفق به هيچ عملى نشده، در اثر ايمان نجات پيدا كند. اين فرض در مورد كسى مصداق مىيابد كه عمرى اهل گناه بوده و اكنون به راستى از گذشته خود پشيمان گشته و تصميم جدّى گرفته كه جبران مافات كند، و اين در حالى است كه عمرش تا لحظاتى ديگر به سر خواهد آمد هر چند از سرنوشت خود بىخبر است. چنين كسى اگر چند لحظه پس از توبه و چنين تصميمى، براى مثال، سكته كند و از دنيا برود، ايمانش اثر دارد و موجب نجات او خواهد شد.
بنابراين، حقيقت ايمان التزام عملى است. ايمان واقعى و حقيقى اين است كه همين الآن بنايش بر اطاعت و بندگى خدا و خواندن نماز و گرفتن روزه و چشمپوشى از حرام باشد، نه اينكه صرفاً در چند لفظ كه لقلقه زبان است خلاصه شود. از اين رو توبه واقعى نيز اين است كه فرد همين الآن از گذشته خود پشيمان باشد و قصد داشته باشد از
[١] روم (٣٠)، ١٠.