رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٢ - قرآن و معرفى الگوها در قالب بيان اوصاف
لطافت خاصى كه مدنظر است، به جاى آنكه از تعابيرى نظير «ناس» يا «بنى آدم» و مانند آنها استفاده شود، كلماتى همچون «عبادى» و «عبادالرحمن» و نظاير آنها به كار مىرود. براى مثال، در سوره بقره مىفرمايد:
وَإِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُون؛[١] و هرگاه بندگان من از تو درباره من بپرسند [بگو]من نزديكم، و دعاى دعاكننده را ـ به هنگامى كه مرا بخواند ـ اجابت مىكنم. پس [آنان] بايد دعوت مرا اجابت كنند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.
در اين آيه نفرموده: «اذا سألك الناس عنى: هرگاه كه مردم از تو درباره من بپرسند»، بلكه تعبير «عبادى» را به كار برده كه بسيار لطيف و عاطفى و ترغيبكننده است. خداى متعال در اينجا با تعبير «عبادى» در واقع بسيار دوستانه و با مهربانى با انسانها سخن مىگويد و با منتسب كردن آنان به خود، گويا اينگونه القا مىكند كه مردم بندگان من هستند و جايى و كسى جز مرا ندارند كه بخواهند درد دلشان را به او بگويند و حاجاتشان را از او طلب كنند. در ادامه آيه نيز با تأكيد بر اينكه من به بندگانم بسيار نزديكم، آنها را تشويق و ترغيب مىكند كه به اجابت خداوند اميدوار باشند و حتماً او را بخوانند و حاجاتشان را از درگاه او مسألت نمايند.
نمونهاى ديگر از همين كاربرد را مىتوان در آيات پايانى سوره «فجر» مشاهده كرد:
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي؛[٢] اى نفس به آرامش رسيده! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است. پس در سلك بندگانم درآى و در بهشت من داخل شو!
كسى كه به مقام نفس مطمئنه رسيده، قاعدتاً از «بندگان» خاص خدا است و مراتب بالايى از «عبوديت» را پشت سر گذاشته است؛ پس چرا در اينجا خداى متعال به او خطاب مىكند كه در سلك بندگان من درآى؟ به علاوه، همه انسانها به طور طبيعى،
[١] بقره (٢)، ١٨٦. [٢] فجر (٨٩)، ٢٧ ـ ٣٠.