حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧٧ - اَباصَلت، رهیافتهی خراسان
از گزارشی چنین بر میآید كه مخالفت جمعی از عامّه با وی از آنرو است كه وی روایت نبوی٤: «أنا مدینة العلم و علی بابها.» را گزارش كرده بود؛ چه اینكه وقتی یحیی بن معین او را موثّق میشمارد، راوی میگوید:
«إنه حدث عن أبیمعاویة بحدیث أنا مدینة العلم و علی بابها» و یحیی كه از این اتهام بر آشفته میشود، میگوید: «ما تریدون من هذا المسكین ألیس قد حدث به محمّد بن جعفر الفیدی عن أبیمعاویة هذا أو نحوه؟»
در نقلهایی كه "خطیب بغدادی" آورده است، بهنظر میرسد در دورههایی یحیی بن معین وی را به خاطر روایت نبوی فوق ـ كه به روایت اعمش[٢١٧] معروف بوده ـ تخطئه میكرده است تا آنجا كه در مییابد كه دیگران نیز این روایت را از ابومعاویه نقل كردهاند؛ بنابراین، به صداقت نقل اباصلت اطمینان مییابد و پس از آن از او حمایت میكرده است.[٢١٨]
گزارشهای بسیاری در دست است كه رجالی شهیر عامّه (یحیی بن معین) او را در نقل روایات موثّق دانسته است.[٢١٩] این شهادت وی از اینجهت كه او با اباصلت مراوده داشته است، از اهمّیّت والایی برخوردار است. حاكم نیشابوری نیز ذیل روایت نبوی پیشگفته مینویسد:
«هذا حدیث صحیح الإسناد و أبوالصلت ثقة مأمون.»[٢٢٠]
ب) مخالفان
عقیلی(م٣٢٢ق) با برخوردی تند مینویسد: «عبدالسّلام بن صالح أبوالصلت الهروی كان رافضیاً خبیثاً.» و پس از نقل یک روایت از وی اضافه میكند كه: «برخی از محدّثان همچون عبدالله بن أحمد بر این باور هستند كه: أبوالصلت غیر مستقیم الامر.»[٢٢١]
[٢١٧]. از آنجا كه ابومعاویه این روایت را از استاد خویش "اعمش" و او از مجاهد و وی از امام علیD نقل كرده به «روایت اعمش» معروف بوده است.
[٢١٨]. فأجاب إبراهیم بن عبدالله بن الجنید عن حاله و أمّا حدیث الأعمش فإن أباالصلت كان یرویه عن أبیمعاویة عنه فأنكره أحمد بن حنبل و یحیى بن معین من حدیث أبیمعاویة ثمّ بحث یحیى عنه فوجد غیر أبیالصلت قد رواه عن أبیمعاویة.
[٢١٩]. المستدرک للحاكم، ج٣، ص١٢٦، نگاه كن: تاریخ بغداد، ج١١، ص٥٠. خطیب متون متعددی را گزارش كرده است.
[٢٢٠]. المستدرک للحاكم، ج٣، ص١٢٦.
[٢٢١]. ضعفاء عقیلی، ج٣، ص٧١، ش١٠٣٦.