حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٦ - بررسی روایات عرضه
«مقصود از مخالفت، تعارض حدیث با بنیان دین و روح شریعت است؛ یعنی، تعارض با اهداف و مقاصد شریعت که سعادت دین و دنیای مردم را دنبال نموده است.»[١٧٤]
این دیدگاه میتواند قابل مناقشه باشد؛ زیرا اگر زمینهی ارایهی معیار عرضه روایات به قرآن، تنها پدیده جعل حدیث باشد، میتوان پذیرفت که جاعلان حدیث به صورت طبیعی روایات مباین کلّی با ظواهر آیات را جعل نخواهند کرد؛ زیرا طبق گفتار ایشان جعلی بودن این روایات بهزودی روشن میشود؛ امّا نیک میدانیم که در کنار انگیزههای سوء و عامدانه در جعل و برساختن روایات، وجود پدیدههای نقل به معنا، تقیه، سوء حافظه راویان از عوامل طبیعی ایجاد اختلاف روایات با هم یا اختلاف با قرآن بوده است؛ بنابراین، به طور طبیعی ممکن است، به خاطر اشتباه راوی حدیثی را مخالف قرآن نقل کرده باشد؛ بنابراین، بهنظر میرسد که مقصود از مخالفت حدیث با قرآن، مخالفت از نوع تباین کلّی؛ یعنی، تباین میان سلب و ایجاب است که هیچ راهی برای جمع میان آنها وجود ندارد.
نتیجه و جمعبندی
از مجموع مباحثی که در این مقاله دربارهی روایات عرضه ارایه شد، نکات ذیل را به عنوان نتایج بحث میتوان بهدست داد:
١. بهرغم انعکاس قابل ملاحظه روایات عرضه در منابع روایی شیعه، این روایات به صورت کمرنگی در منابع روایی اهل سنّت انعکاس یافته است.
٢. از نگاه همهی عالمان شیعه عرضه روایات به قرآن یکی از بهترین راهکارها برای ترجیح میان روایات دچار اختلاف یا برای کنار گذاشتن روایات دارای آسیبهای متنی، بهشمار میرود؛ امّا در برابر، در میان عالمان اهل سنّت در برخورد با روایات عرضه سه رویکرد وجود دارد که عبارت است از:
اوّل: شماری از عالمان اهل سنّت روایات عرضه را مجعول و موهوم دانسته و مدّعی شدهاند که این روایات ساخته و پرداخته ملحدان است.
دوم: برخی از عالمان اهل سنّت همچون شاطبی معتقد است، حتّی اگر سند روایات عرضه ضعیف باشد، این روایات صحیح و حق است.
[١٧٤]. همان، ص٢٢٤.