حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٠ - بررسی روایات عرضه
نیز خواهد پذیرفت. در چنین فرضی متصدّیان دانشگاه در برابر این پرسش قرار میگیرند که اگر با داشتن معدل ١٨ میتوان در آن دانشگاه پذیرفته شد، دیگر چرا از معدل ٢٠ سخن به میان آمده است.
در فرض بحث ما مرحلهی نخست؛ یعنی، موافقت حدیث با قرآن به مثابهی همان معدل ٢٠ است؛ چنانکه اعلام پذیرش حدیث با فرض عدم مخالفت با قرآن و عدم نیاز به احراز موافقت متن حدیث با قرآن، به منزلهی همان معدل ١٨ در مثال است. باری، اگر به حدیث با فرض عدم مخالفت با قرآن میتوان عمل کرد، چرا از موافقت متن آن با قرآن در مرحلهی نخست سخن بهمیان آمده است؟
در پاسخ باید گفت: مقصود از اعلام شرط سختتر در مرحلهی نخست برای پذیرش حدیث؛ یعنی، شرط موافقت متن آن با قرآن، بهمنزلهی تأکید بر اولویّت پذیرش است؛ یعنی، روایات عرضه به ما گوشزد میکنند که با توجّه به گستردگی آسیبهای حدیثی از جمله آسیب جعل تا میتوانید موافقت متن حدیث با قرآن را احراز کنید. گویا متصدّیان دانشگاه در اوّلین گام بر اصل اوّلیه گزینش برترها و بهترینها تأکید کردهاند.
از آنجا که معصوم میداند، احراز موافقت متن حدیث با قرآن دشوار است؛ زیرا قرآن از ارایهی شماری از آموزههای دینی سکوت کرده و تبیین آنها را به سنّت واگذار کرده است و اگر هم کسی مدّعی انعکاس همهی آموزههای دینی در قرآن در مرحلهی باطن آیات باشد، آن باطن تنها در اختیار معصوم است؛ بنابراین، در مرحلهی بعدی با یک قدم عقبنشینی به جای شرط موافقت متن حدیث با قرآن، از عدم مخالفت متن حدیث با قرآن سخن بهمیان آورده است.
کدام نوع از مخالفت معیار است؟
حال که دانسته شد، معیار نقد روایات، مخالفت آنها با قرآن است، باید به دو پرسش ذیل پاسخ گوییم:
١. آیا معیار، مخالفت حدیث با نصّ قرآن است یا آن که مخالفت با ظاهر قرآن را نیز در بر میگیرد؟
٢. آیا مقصود از مخالفت، مخالفت از نوع تباین کلّی مضمون حدیث با قرآن است یا آنکه مخالفتهای بدوی همچون مخالفت میان عام و خاص را نیز در بر میگیرد؟