حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٥٦ - بررسی روایات عرضه
«بعید نیست که مقصود از موافقت حدیث با کتاب صرف عدم مخالفت است، نه بیشتر؛ زیرا آشکار است که همهی تفاصیل و جزییات احکام شرعی در قرآن نیامده است.»[١٥٣]
مقصود ایشان همان اشکال پیشگفته در آغاز این مبحث است که اگر موافقت خبر با قرآن شرط پذیرش آن باشد یا به عبارت دیگر عدم موافقت شرط ردّ آن باشد، در آن دسته از روایاتی که مضمون آنها در قرآن مسکوت گذاشته شده دچار اشکال خواهیم شد؛ زیرا با این فرض، موافقت غیرقابل احراز است؛ چنانکه در بررسی روایات عرضه در نکتهی هفتم آوردیم، از آنجا که روایات عرضه در میان اهل سنّت با یک مضمون نقل شده، در کتابهای عالمان اهل سنّت دربارهی اینکه معیار، موافقت حدیث با قرآن است یا عدم مخالفت حدیث با آن، بحث جدّی مطرح نشده است. با این حال بازنگری در گفتار آنان دربارهی معیارهای نقد و نیز کارکردهای معیارها بهخوبی نشان میدهد که مقصود آنان نیز عدم مخالفت حدیث با قرآن است. به عنوان نمونه خطیب بغدادی میگوید:
«و لا یقبل خبر الواحد فی منافاة حكم العقل و حكم القرآن الثابت المحكم و السنّة المعلومة و الفعل الجاری مجرى السنّة كلّ دلیل مقطوع به.»
«خبر واحد در آنجا که با حکم عقل و حکم قرآن در صورتی که ثابت و محکم باشد و حکم سنّت معلوم و فعلی که جاری مجرای سنّت است و هر دلیل قطعی مخالف باشد، مردود است.»[١٥٤]
چنانکه در این عبارت پیدا است، وی خبر واحد را به خاطر مخالفت با قرآن مردود میداند و سخنی از عدم موافقت حدیث با قرآن مطرح نکرده است.
ابواسحاق فیروزآبادی شیرازی (م٤٧٦) در کتاب اللمع فی اصول الفقه چنین آورده است:
«إذا روی الخبر ثقة ردّ بأمور: أحدها أن یخالف موجبات العقول فیعلم بطلانه لأن الشرع إنما یرد بمجوزات العقول و أمّا بخلاف العقول فلا و الثانی أن یخالف نصّ كتاب أو سنة متواترة.»
[١٥٣]. دروس فی علم الاصول، ج١، ص٤٢٣ – ٤٢٤.
[١٥٤]. الکفایة فی علم الروایة، ص٤٧٢.