ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق - قلانسى نسفى، عبد الله بن محمد - الصفحة ٦٣
- خواجه ابو زكريا ورغرى [يا: ورغسرى] (b ٧٠/T )، شايد معاصر جدّ پنجم مؤلف بود.
- ابو القاسم كرابيسى (b ٩٨) يا ابو القاسم خطيب سمرقندى (يكجا نام او ابو الفتح نيز آمده است. (a ٨٦/T ). شاعر فارسى بوده، ٢ بيت فارسى او در اين كتاب آمده است (b/a ٧٥/T )؛
- عمر بن [كذا] سمرقندى [بدل: خواجه ابو عمران سمرقندى] (b ٧٠/T )، شايد معاصر جدّ پنجم مؤلف بود.
نقل اشعار فارسى از شاعران قرنهاى چهارم و پنجم، فايده مضاعف اين كتاب است، چنانكه:
- از بو شكور بلخى و آفريننامه او، ٨ بيت نقل شده است. (a ٢٧/T ،b ٣٠/T ،b ٦٢/T )
كهنترين مأخذى كه به اشعار آفريننامه استناد كرده است، مثنوى راحة الانسان در بحر متقارب است كه مىگويند سرايندهاى به نام «شريف» در قرن ٥ ه سروده است.[١] اصالت قدمت راحة الانسان مخدوش است ولى در اصالت كهنگى ارشاد شكى نيست و اين را مىتوان كهنترين منبعى به شمار آورد كه از آفريننامه با ذكر سراينده آن ياد نموده و نقل اشعار كرده است. بعد از مرشد/ ارشاد، تحفة الملوك از على بن ابى حفص بن فقيه محمود الاصفهانى است كه بيشترين استناد به اشعار بو شكور بلخى و آفريننامه او دارد.
تاريخ تأليف تحفة الملوك را حدود نيمه دوّم قرن ٦ ه يا نيمه اوّل قرن ٧ ه احتمال دادهاند.[٢]
- از ابو القاسم خطيب سمرقندى، ٢ بيت فارسى. (b/a ٧٥/T )
- از حكيم جوهرى سمرقندى، ٣ بيت نقل شده است. (a ١١١/T )
- از خواجه حكيم سمرقندى، ٥ بيت نقل شده است.[٣] (a ٣٩/T ،b ٤٨،a ١٠١)
______________________________
(١).
محقق فرانسوى شارل شفر راحة الانسان را به چاپ رسانيده است، ر. ك:
٢٣٢- ٢٠٦.pp ، ١٨٨٣،siraP ،l .loV ،enasreP seihtamotsehC ،refehcS .hC
(٢). تحفة الملوك، مقدمه مصحّح، ص پانزده؛ هانرى دو فوشهكور آن را جزو كتب نيمه اوّل قرن ٧ ه.
مىداند. اخلاقيات، ص ١٢٥، ١٩٩.
(٣). دوست دانشمندم آقاى نجيب مايل هروى پس از ديدن اشعار خواجه حكيم [سمرقندى] شفاها ابراز نظر كرده كه شايد اوّلينبار سرودههاى فارسى حكيم در اين كتاب آمده است.
[١]. محقق فرانسوى شارل شفر راحة الانسان را به چاپ رسانيده است، ر. ك:
٢٣٢- ٢٠٦.pp ، ١٨٨٣،siraP ،l .loV ،enasreP seihtamotsehC ،refehcS .hC
[٢]. تحفة الملوك، مقدمه مصحّح، ص پانزده؛ هانرى دو فوشهكور آن را جزو كتب نيمه اوّل قرن ٧ ه.
مىداند. اخلاقيات، ص ١٢٥، ١٩٩.
[٣]. دوست دانشمندم آقاى نجيب مايل هروى پس از ديدن اشعار خواجه حكيم[ سمرقندى] شفاها ابراز نظر كرده كه شايد اوّلينبار سرودههاى فارسى حكيم در اين كتاب آمده است.