علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٦
هدف متعالي و جمعي، خود نيز سعادتمند ميشوند.
نقطه مقابل همگرايي، «واگرايي» است. واگرايي، هميشه بهمعناي دشمني يا تقابل انديشهها نيست؛ بلکه بيشتر بهمعني احساس بينيازي از ديگري در جنبههاي مختلف زندگي است. گاهي اين بينيازي به ناديده گرفتن ديگران منجر ميشود؛ همانگونه که بخشي از ثروتمندان، فقيران را ناديده ميگيرند. زماني که فرد، حضور ديگري را مانع آسايش انتزاعي خود ميبيند، تصور ميکند که اين مانع به هر صورت بايد از ميان برداشته شود؛ لذا، اين رويکرد به دشمني و جنگ ميانجامد.
تاريخ جهان، آکنده از جنگهايي است که در تعصباتِ بهظاهر ديني، ريشه داشتهاند. عجيب اينکه بيشتر اين جنگها ميان گروههايي اتفاق افتاده که در ظاهر، همگرايي بسياري در اصول ديني خود داشتند. قتل عام مزدکيان بهدست زرتشتيان، جنگهاي خونين کاتوليکها و پروتستانها و جنگهاي بسياري که به نام دين ثبت شده، بيشتر، ميان فرقههاي همکيش رخ داده است. مسلمانان نيز از اين قاعده مستثنا نبوده و قتل عامهاي خونيني ميان برخي گروهها رخ داده که در بسياري از اصول اعتقادي همچون کتاب آسماني، قبله و گزارش نيکو از پيامبرشان با يکديگر همنظر بودند.
واگرايي، مسئله امروز دنياي مسلمانان است. واگرايي، آسيبهاي بيشماري را به همراه دارد که کينهجويي، تنها يکي از آنهاست. تهمتزني، شايعهپراکني و درنهايت، تکفير، پسامد آن است. امروزه واگرايي چنان پيش رفته که جريانهاي نوتکفيري بار ديگر قدرت گرفتهاند. عضوگيري انبوه اين جريانها، نشان از قدرتگيري آنهاست. همين که برخي در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات، همان تهمتهاي قرنهاي گذشته را مطرح کرده و با تعصبات جاهلانه، کمر به قتل برادران ديني و همنوع خود ميبندند، نشان از سربرآوردن دوباره واگرايي است. هنگامي که کشورهاي مسلمان با يکديگر قطع ارتباط کرده و چنان اسير خودمشغولي شدهاند که رشد و پيشرفت خود و جامعه را براي آسيب رساندن به ديگري فدا ميکنند، نشان ميدهد که واگرايي در مرز انفجار قرار گرفته است. در چنين شرايطي، مسؤوليت بزرگي بر دوش انديشمندان اسلامي قرار ميگيرد. خردمندان مسلمان، ابتدا بايد خطرناکترين نوع جهل، يعني «جهل مقدس» را بهعنوان ريشه اصلي اين واگرايي، مورد توجه قرار دهند. عقل، بهعنوان دشمن ازلي و ابدي جهل، بايد با تمام توان وارد ميدان شده