علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢٧
مرحلهاي فراتر از معني ماده لغوي است. وي در اين مسير از کتاب مفردات راغب اصفهاني بهره بسياري برده است.
٢. بهرهگيري از صرف و نحو
صرف و نحو از دانشهاي ادبي عرب است. مرحوم مروّجي طبسي، آشنايي کافي با اين دانشها را زمينه فهم قرآن ميداند. از ديدگاه او هرچند مناقشات ادبي، ربطي به قرآن ندارد، ولي اين مساله بهانهاي براي کنار گذاشتن قواعد روشن و قطعي ادبي نيست.
آيتالله مروّجي واژه «اعتدنا» و «اعدّت» را در قرآن کريم دال بر فعليت نعمتها و عذابهاي الهي ميشمرد. ايشان با استناد بهمعناي فعل ماضي، چنين برداشتي را دستکم، ظهور واژگان شمرده و ادعاي نص بودن آن را نيز گزافه نميداند. وي در تأييد اين ديدگاه از احاديث بهره گرفته است. اين روش او نشان ميدهد که از سويي براي ظهورات صَرفي قرآن، ارزش قائل است و از سوي ديگر، عرضه ظهورات به روايات را در عمل بهکار گرفته و روايات را پالايشگر واقعي تدبّر ميشمرد.
نويسنده خلاصة البيان معتقد است در آيه:
Gقُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْF[٤٦]
حرف «فاء» براي نتيجه نيست؛ بلکه براي رساندن معناي کامل است. مرحوم مروّجي بر اين باور است که فرار کردن و نکردن از مرگ، تفاوتي نداشته و در هر صورت، مرگ به سراغ انسان ميآيد. بر اين اساس، اگر «فاء» براي نتيجه باشد، معنايش اين است که اگر فرار نکنيد، مرگ به سراغتان نميآيد؛ در حالي که اين معنا درست نيست؛ بنابراين، «فاء» در آيه براي بيان نتيجه جمله پيشين نبوده، بلکه براي تثبيت معنا آمده است.
٣. بهرهگيري از بلاغت
دانش بلاغت يکي ديگر از علوم ادبي عرب است. آيتالله مروّجي طبسي با بهرهگيري از قواعد قطعي اين دانش، برخي از ظهورات قرآني را کشف کرده است. وي با بهرهگيري از قواعد علم «معاني» که از زيرمجموعههاي بلاغت است؛ واژه «کُلّ» در آيه Gكُلٌّ في فَلَكٍ يسْبَحُونF[٤٧] را دال بر عموميت ميداند؛ از اين رو، همه موجودات در فضا، از جمله زمين را مشمول «شناور بودن»
[٤٦]. الجمعه، ٨.
[٤٧]. الانبياء، ٣٣؛ يس، ٤٠.