دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٣ - دعا و شفا
را به دليل كوچكيش رها نكنيد و آن را نيز در خواست كنيد، زيرا آنكه حاجات كوچك دارد حاجات بزرگ نيز دارد.»
پس نگو كه چگونه رو به خدا آورم و از او نمك غذايم را بخواهم؟
زيرا براى خدا تفاوتى نمىكند كه به تو اندكى نمك ببخشد يا كوهى از طلا، لذا عطاى خداوند به يك كلام است و آن اينكه به چيزى بگويد: باش! پس خواهد بود.
خداوند كه چيزهاى بزرگ را عطا مىكند چيزهاى كوچك را نيز عطا مىفرمايد. از پيامبر روايت شده است:
«مسلمانى نيست كه دعايى كند كه در آن قطع رحم و جلب گناه نباشد مگر اينكه خدا به سبب اين دعا يكى از اين سه حالت را به او عطا فرمايد: يا در بر آوردن نيازش مىشتابد، يا آن را ذخير آخرتش قرار مىدهد، يا بديى را از او رفع مىكند.»
پس در دعا شرطهايى است:
اوّل- اينكه منجر به تأثير منفى بر روابط اجتماعى و خانوادگى نشود، پس اگر انسان مثلًا دعا كند كه خدا از كسى از خويشان او انتقام بگيرد دعايش مستجاب نمىشود، زيرا منجر به گسستن روابط خانوادگى و قطع رحم مىگردد.
دوم- اينكه پيآمد دعا، گناهى نباشد، مانند اينكه انسان از خدا بخواهد كه به او كوزهاى شراب بدهد؛ يا هر دعاى ديگرى كه منجر به ارتكاب گناه و جرم شود، روشن است كه اين دعا مستجاب نمىشود. و زمانى انسان دعايى مىكند كه در آن قطع رحمى نيست و منجر به گناهى نيز نمىشود، يكى از سه حالت را خواهد داشت؛ يا خدا دعايش را در دنيا مستجاب مىگرداند و آنچه را مىخواهد به او مىدهد، مانند آنكه انسان خانهاى از خدا بخواهد پس خدا اسباب آن را برايش مهيّا مىكند تا خانهاى بدست آورد و در آن ساكن شود؛ يا اينكه خدا استجابت دعايش را براى آخرت ذخيره مىكند، طورى كه مثلًا خانهاى در بهشت برايش