دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦١ - ٩- شناخت وصى
لباسها را بپوشد، زيرا امير مؤمنان بود و خدا اين نعمتها را بر او حرام نكرده بود، امّا چنين نكرد، او داراييها را ميان مردم به مساوات تقسيم مىكرد، در حاليكه مىتوانست چنين نكند، مىتوانست شبها را بخوابد، امّا بر مىخواست و در يك شب هزار ركعت نمازمى گزارد، على شب از كثرت نماز و عبادت بيهوش مىشد و در روز او را بر در خانه يتيمان و مسكينان مىديدى، على از انجام هيچ عبادتى فروگزار نكرده است.
تاريخ به ياد مىآورد كه امام على عليه السلام قبل از فجر به مسجد مىآمد و نماز صبح را با مردم مىخواند و سپس تا طلوع آفتاب به نافله مشغول مىشد، بعد از محراب خود به جاى ديگرى از مسجد مىرفت تا ميان مردم به قضاوت بنشيند و مشكلات آنها را حل كند، سپس از مسجد بيرون مىآيد و در بازارهاى كوفه مىگرديد و ندا مىداد: «تقوى داشته باشيد، بازرگان فاسق است تا آنكه به فقه رسد، بر شما باد آموختن فقه و سپس اقدام به تجارت» آنگاه در كوچههاى كوفه راه مىسپرد تا شايد نيازمندى را بيابد كه نتوانسته است به مسجد بيابد، شايد فقير يا مسكينى را بيايد و ياريش دهد يا شايد فسادى ببيند و به اصلاح آن بكوشد.
و بعد از نماز ظهر و عصر به خانهاش مىآمد و از همسرش مىپرسيد: آيا چيزى داريد؟ پس اگر چيزى مىيافت مىخورد و اگر در خانه چيزى نبود آن روز را گرسنه سر مىكرد و هنگامى كه شب مىشد نماز مغرب و عشا را به جماعت مىگزارد و آنگاه تا صبح به عبادت مىپرداخت، پس قرار چيست و خواب كجا؟
آيا اكنون نبايد اين انسان آيده آل، آيهاى بزرگ از آيات خدا بشمار آيد؟ امّا على عليه السلام شاگردى بود كه در دامان پيامبر پرورش يافت و خود مىگويد: من بندهاى هستم از بندگان محمّد صلى الله عليه و آله، بنابراين همه زندگى امام على عليه السلام دليلى راستين بر حقّانيّت رسالت اسلامى اوست و از اينرو، او «نَبَا عظيم» است.
همانگونه كه امام على عليه السلام آيهاى بزرگ بود در جهاد، صبر، عبادت و زهد،