دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٧ - ٧- تكيه داشتن بر خدا
و احساساتى كه در درونمان مىجوشاند ودرسهايى كه به ما مىدهد، مىآموزيم.
در حالت تأمل در كلمهاى از كلمات دعا، نبايد به فهم اكتفا كنيم، بلكه به آن راهى برسيم كه دعا براى درمان نقطه ضعفها و نقصهاى ما در پيش مىگيرد، و وقتى به آن رسيديم آنگاه مىتوانيم از آن استفاده كنيم ولو در شكلى غير از شكل دعا.
مثلًا بايد پرسيد: كوشش اين بخش دعا از جهت چيست؟ پاسخ اين است كه: اين بخش از دعا ضعفى را كه در نفس انسان است جبران مىكند، آن ضعف، ضعف و ترس انسان است در برابر طبيعت، در برابر اجتماع و در برابر قدرتهاى اجتماعى؛ اين ضعف ناچار بايد جبران شود تا انسان تكامل يابد، زيرا انسان بيمناكى كه از طبيعت و اجتماع وسلطه فاسد حاكم مىترسد، انسانى متكامل و مستقلّ نيست، و شايد بتوان گفت انسانى مؤمن نيست، زيرا مؤمن ترسو نيست، مؤمنى كه دين خود را از سر ترس از مردم و اجتماع و طبيعت رهامى كند، ايمانش به چه كارش مىآيد؟ ايمان سلاح انسان در برابر طبيعت است، دژى است كه نگهبان استقلال انسان مؤمن است، پس هنگامى كه رخنهاى در اين دژ پديد آيد ديگر به چه كار انسان مىآيد؟ چه سودى هست در ايمانى كه از استقلال تو پاسدارى نكند؟ اين ايمان دوايى را مىماند كه هنگام بيمارى سودى نمىرساند و فقط نفعش از آنِ زمانى است كه انسان از سلامت كامل بهرهمند است.. پس فايده اين دارو چيست؟
ايمان دژ و سلاح انسان مؤمن است و انسان و سلاح خود را در برابر دشمن و هر آنچه مايه بيم اوست به كار مىگيرد؛ انسان به سرشت و فطرت خود از طبيعت، تاريكى، جانوران و پديدهاى طبيعى همچون رعد و برق و باد مىهراسد و از اينجاست كه در طول تاريخ، پرستش پديدههاى طبيعى از سوى انسان پديد آمده است، زيرا انسان از اين پديدهها مىترسيده و به پرستش آنها روى آورده و از اينرو هر جامعهاى پديدهاى را كه با آن مىزيسته و از آن مىترسيده، پرستيده است، عدّهاى رعد و برق و ابر را، وعدهاى ديگر كه در ساحل درياها يا رودها