دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٥ - ٥- دعا ميانه پيدا و ينهان
عظيم و جليل است و با خلق شباهتى ندارد و خلق نيز بدو شبيه نيست، ارتباط بر قرار مىكند. دعا مىگويد: «آنكه دوراست، از ديدن به چشم و اوهام خيال دور است «و نزديك است پس سخن آرام را مىشنود» اگر انسان با دوستش به آرامى سخن گويد كه كسى صداى او را نشنود، خدا پيش از آن دوست اين صدا را مىشنود، پس از اين جهت به انسان نزديك است و بلكه نزديكتر از رگ گردن: «و نزديك است پس نجوا را مىشنود، تبارك و تعالى است..»
كلمه «تبارك» رمز سلسلهاى از اسمهاى خداوند خالق، روزى دهنده، گستراننده بازگيرنده است و اسم «تعالى» رمز سلسلهاى ديگر از نامهاى خداست:
سبّوح، منزّه و همه نامهايى كه منتهى به تقديس خدا مىشود.
ستايش خداى را كه منازعى ندارد تا همتاى او باشد و شبيهى كه همانند او و پشتيبانى كه ياوريش كند. با عزّت خود عزيزان را مقهور كرد و بزرگان در برابر برزگيش تواضع كردند پس با قدرتش به آنچه مىخواست رسيد.
در حديثى از امام على عليه السلام آمده است كه در وصف مؤمنان مىفرمايد:
خالق در نفسهاى اينان عظيم آمده پس هرچه جز اوست، در چشم آنان كوچك شده است.
اين معادله در دلهاى مؤمنان صادق متجلّى است، در نفس اينان هر اندازه خداوند، عظيم است، خلايق به چشمشان كوچك مىآيد، آنان هر آنچه جز خداست را بى ارزش و ناچيز و ناتوان يافتهاند، از اينرو دلهايشان به حطام دنيوى تعلّق نمىيابد و دوستى مادّيات و بلكه دوستى ما سِوَى اللَّه در آن داخل نمىگردد.
در كتابها آمده است كه حضرت عيسى عليه السلام با بعضى از حواريّون در گردش و سياحت بود، به شهرى رسيدند و چون نزديك آن شدند گنجى بر راه يافتند، گفتند: اى روح اللَّه اجازه ده در اينجا اقامت كنيم و اين گنج را به تصرّف خويش آوريم تا تباه نگردد، عيسى گفت: همينجا اقامت كنيد و من به اين شهر در مىآيم كه