دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٤ - ٥- دعا ميانه پيدا و ينهان
بنابراين اگر خدا روزى مستمر و عطاى پيوسته خود را از خلق باز مىداشت كار مخلوقات به پايان مىرسيد از اينجاست كه اندازه پيوند و ارتباط ميان اين دو چيز را كشف مىكنيم: «خالق خلق» و «گستراننده روزى»، آن كسى كه خلق را آفريد هم اوست كه روزى رامى گستراند و پخش مىكند، روزى در اين مورد بسيار فراتر از آن است كه انسان در وهله اوّل تصوّر مىكند، زيرا شامل همه عواملى است كه هستى را بر پا مىدارند و زندگى را دوام و استمرار مىبخشند، «شكافنده صبحها» اين نيز با قضيّه روزى و استمرار آن مرتبط است، زيرا كه صبح براى همه بهترين فرصت است براى جنبش و كوشش در جهت كسب روزى، و خداست كه صبح براى همه بهترين فرصت است براى جنبش و كوشش در جهت كسب روزى، و خداست كه صبح را مىشكافد و مىگشايد تا از دل تاريكى دَم برآورد: «شكافنده صبحها، صاحب جلال و اكرام.»
ب- بينش اسلامى، بينشى است عمومى و كلّى كه موجودات پيدا و پنهان و حقايق ساده و پيچيده را با هم مرتبط مىكند... اين انديشه در اين بخش از دعا متجلّى شده است، آنجا كه ميان آفرينش نخستين كه از چشم ما پنهان بوده و روزى گسترده مستمر كه آن را هر دم مىبينيم و لمس مىكنيم، ارتباط بر قرار مىكند، اين روزى پيدا بهترين دليل است بر آن آفرينش نهانى. دعا بدينگونه ميان آن غيب و اين شهود، ميان گذشته و اين حال، ميان آنچه نديدهايم و آنچه همواره در هر لحظه مىبينيم، ارتباط ايجاد مىكند؛ اين از يك جهت، واز جهت ديگر مىبينيم كه اين بخش از دعا در ميان آفرينش نخستين و روزى مستمر و شكافتن صبحها و جلال و اكرام خدا، به مثابه مجموعهاى به هم پيوسته از حقايق و اينكه خداوند در آن حال كه به ما نزديك است و سخن آرام ما را نيز مىشنود و نيز به سبب جلال و عظمت خويش از ما دور است، پس از جهتى نزديك و از جهتى دور مىباشد، نزديك است، زيرا مهيمن است، احاطه دارد، شنوا و بيناست و دور است، زيرا