دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٣ - ٢- توحيد
«
آنگاه براى آنان گوسالهاى بيرون آورد كه صدايى شگفت داشت و گفتند اين است معبود شما و موسى كه فراموش كرده است.»
«و او را بزرگ دار» يعنى لازم نيست كه توهّمى در مورد خدا در اينجا باشد زيرا خدا بالاتر از همه و همها و خيالهاست، ما هرچه را در ذهن خود توهّم كنيم مخلوق است نه خالق، خالق بالاتر از توهّم انسان است و مقصود از شناخت خدا اين است كه او را از حدّ تعطيل و تشبيه خارج بدانى كه او از آفرينشى و نابودى نيست، او چيزى است نه همچون ديگر چيزها، امّا چگونه؟ او چگونگى ندارد..
كجا؟ جايى ندارد، كى؟ زمان درباره او صدق نمىكند، نشانه او چيست؟ نشانهاى ندارد. اين مسائل هيچكدام درباره خدا صادق نيست و همه صفات مخلوقات است.
ستايش خداى را با همه ستايشها بر همه نعمتهايش. ستايش خداى را كه مخالفى در ملك و ستيزهگرى در فرمان او نيست. ستايش خداى را كه در آفرينش شريكى و در بزرگى همتاى ندارد...
پس از آنكه دعا، برخى از اسماء سبحانى خدا را- كه او را از هر نقص و عجزى تقديس و تنزيه مىكنند- ذكر كرد، اشاره مىكند به اسم فعلهايى كه رمز آنها اسم «تبارك» است: «ستايش خداى را با همه ستايشها بر همه نعمتهايش» آيا انسان مىتواند از هر نعمتى از نعم خدا بى نياز شود؟ و آيا مىتواند از طريق غير براين نعمت دست يابد؟ كدام نعمت است كه خداوند ما را عطا فرموده است و به سبب آن مستحقّ حمدى تازه نيست؟ ما به همه نعمتها نيازمنديم و همه نعمتها از جانب خداست و در همه آنها نياز به ستايش، از اينرو ستايش جملگى نعمت را به جاى مىآوريم و سپاس همه نعمتها را با جملهاى كوچك مىگزاريم: «ستايش خداى را با همه ستايشها بر همه نعمتهايش» امّا «با همه ستايشها» يعنى چه؟
جواب: ما خدا را با تعبيرهاى گوناگون حمد مىكنيم: الحمد للَّه، حمد تو يا