الفقه الاسلامى احكام جهاد - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٤ - د- جهاد با همسر
واقع او را تهديد مىكند و ادامه روابطش را با او به قبول دعوتش مشروط مىسازد. خداوند داستان حضرت ابراهيم عليه السلام و پيروان او را در برخورد با قومشان و بيزارى جستن از آنان را براى ما مثل مىآورد و چنين بيان مىكند:
(قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغَضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن شَيءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ) [١].
«براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند وجود داشت، در آن هنگاميكه به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه غير از خدا مىپرستيد. بيزاريم، ما نسبت به شما كافريم و ميان ما و شما عداوت و دشمنى هميشگى آشكار شده است تا آن زمان كه به خداى يگانه ايمان بياوريد، جز آن سخن ابراهيم كه به پدرش گفت كه براى تو آمرزش طلب مىكنم و در عين حال در برابر خداوند براى تو مالك چيزى نيستم، پروردگارا! ما بر تو توكّل كرديم و به سوى تو بازگشتيم و همه فرجامها به سوى توست.»
از اين آيه چنين الهام مىگيريم كه ايمان انسان كامل نمىگردد، بلكه اصلًا تحقّق پيدا نمىكند مگر اينكه انسان از كافر، بيزارى بجويد هر چند از ارحام و بستگان نزديك او هم باشد، و مبارزه و جهاد انسان بر ضد طايفه و قبيله كافرش از همان وقتى آغاز مىگردد كه از قيد ولايت و سلطه قبيله خارج شده و به ولايت خداوند سبحان داخل مىگردد.
رابطه انسان با خانواده و اهل و تبارش نبايد براساس تبعيّت مطلق
[١] - سوره ممتحنه، آيه ٤.