الفقه الاسلامى احكام جهاد - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٣ - اجتناب از بديها و گناهان
«حق است بر خداوند كه در خانهاى معصيت نشود، مگر اينكه آفتاب را در آن خانه بتاباند (يعنى آن را خراب كند) تا آنجا را پاك كند.»
١٢- هيثمبنواقد جزرى مىگويد: از امامصادق عليه السلام شنيدمكه مىفرمود:
«إنّ اللَّه عزّ وجلّ بعث نبيّاً من أنبيائه إلى قومه، وأوحى إليه أن قل لقومك: إنّه ليس من أهل قرية ولا ناس كانوا على طاعتي فأصابهم فيها سراء، فتحوّلوا عمّا احبّ إلى ما أكره، إلّاتحوّلت لهم عمّا يحبّون إلى ما يكرهون. وليس من أهل قرية ولا أهل بيت كانوا على معصيتي فأصابهم فيها ضرّاء فتحوّلوا عمّا أكره إلى ما احبّ إلّاتحوّلت لهم عمّا يكرهون إلى ما يحبّون، وقل لهم: إنّ رحمتي سبقت غضبي، فلا تقنطوا من رحمتي فإنّه لا يتعاظم عندي ذنب أغفره، وقل لهم: لا يتعرّضوا معاندين لسخطي، ولا يستخفّوا بأوليائي فإن لي سطوات عند غضبي، لا يقوم لها شيء من خلقي» [١].
«خداوند پيامبرى از پيامبرانش را به سوى قومش مبعوث كرد و به او وحى نمود كه به قومت بگو: هيچ جامعه و مردمى نيست كه بر اطاعت من باشند و در وسعت و راحت قرار گيرند سپس از آنچه من دوست دارم به آنچه من كراهت دارم برگردند، مگر اينكه برمىگردانم آنان را از آنچه دوست دارند به آنچه ناخوش دارند. و هيچ اهل قريه و خانهاى نيست كه بر معصيت من باشند و در تنگى و دشوارى قرار گيرند سپس برگردند از آنچه من ناخوش دارم به آنچه من دوست دارم، مگر اينكه برمىگردانم ايشان را از آنچه ناخوش دارند به آنچه دوست دارند، و به آنان بگو: رحمت من بر غضب من پيشى دارد. پس از رحمت من نااميد نشويد، زيرا هيچ گناهى كه من آن را مىآمرزم، نزد من بزرگ نمىنمايد. و به آنان بگو: خود را از روى لجاجت در معرض خشم و غضب من قرار ندهند، و دوستانم را سبك و حقير نشمارند، زيرا براى من قهرهايى است در هنگام غضبم كه در برابر آنها هيچ چيزى از خلقم ايستادگى نمىتواند.»
[١] - وسائل الشيعه، ج ١١، باب ٤١، ص ٢٤١، حديث ٣.