الفقه الاسلامى احكام جهاد - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٦ - خودآرايى به مكارم اخلاق
«اى پيامبر خدا! خداوند مرا با هديهاى به سوى شما فرستاده است كه به كسى قبل از شما آن را عطا نكرده است. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آن هديه چيست؟ جبرئيل گفت: شكيبايى و بهتر از آن. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: بهتر از آن چيست؟ جبرئيل گفت: خشنودى و بهتر از آن. حضرت فرمود: بهتر از آن چيست؟ جبرئيل گفت: زهد و بهتر از آن. حضرت فرمود: بهتر از آن چيست؟ جبرئيل گفت: اخلاص و بهتر از آن. حضرت فرمود: بهتر از آن چيست؟ جبرئيل گفت: يقين و بهتر از آن. حضرت فرمود: بهتر از آن چيست؟ جبرئيل گفت: نردبانى كه با آن مىتوان به سوى آنها بالا رفت، توكّل بر خداوند است. پيامبر فرمود: گفتم: توكّل بر خدا چيست؟ جبرئيل گفت: دانستن اينكه مخلوق ضرر نرساند و نفع ندهد و عطا نكند و منع ننمايد و نااميدى از خلق. پس زمانيكه بندهاى چنين شد، براى كسى جز خداوند عمل نكند و جز از خداوند، اميد و ترس نداشته باشد و به كسى غير از خداوند طمع نبندد پس اين همان توكّل است. گفتم: اى جبرئيل! پس تفسير شكيبايى چيست؟ جبرئيل گفت: اين كه در سختى صبر كنى چنانكه در فراخى صبر مىكنى، و در ندارى صبر كنى چنانكه در دارائى صبر مىكنى و در بلا صبر كنى چنانچه در عافيت صبر مىكنى. پس مؤمن از حال خود در نزد مخلوق و از آن بلا و مصيبتى كه برايش رسيده است شكايت نمىكند. گفتم: تفسير قناعت چيست؟ جبرئيل گفت: مؤمن قانع مىشود به آنچه از دنيا برايش برسد، قناعت كند به اندك و شكر نمايد به اندك. گفتم: تفسير خشنودى چيست؟ گفت: خشنود كسى است كه به آقايش ناخشنودى نكند چه از دنيا بهرهمند شود يا نشود، و براى خود به عمل كم راضى نشود.
گفتم: اى جبرئيل تفسير زهد چيست؟ جبرئيل گفت: زاهد دوست مىدارد كسى را كه آفريدگارش او را دوست مىدارد، و دشمن مىدارد كسى را كه آفريدگارش او را دشمن مىدارد، حلال دنيا را برخود سخت مىگيرد و به حرام دنيا اصلًا التفات ندارد، همانا در حلال دنيا حساب و در حرام آن عقاب است. او بر همه مسلمانان رحم مىكند چنانكه بر خود رحم مىكند، واز سخن (بيهوده) دورى مىكند چنانكه از مردارى كه گندش شدّت يافته باشد دورى