ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٧ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات گذشته در باره وظيفه علماء، دست خدا، امت مقتصده و )
داود (ع) مىفرمايد:( وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ)- ياد آر بنده ما داود را كه مردى نيرومند بود ، و در باره بناى آسمان مىفرمايد:( وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ)- ما بناى آسمان را به قوت بيكران خود ساختيم و به تحقيق، توانا و قادر بر انفاقيم و يا به تحقيق، فراخ كننده آسمانيم . آن گاه در معناى(وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ) فرمود: يعنى آنها را به روحى از خود تقويت نمود. و وقتى گفته مىشود براى فلانى نزد من يدى است بيضاء، مقصود اينست كه فلانى نعمت فراوانى بمن داده و حق بزرگى بر من دارد[١].
و در تفسير قمى در ذيل آيه شريفه(/ وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ ) فرموده كه در اين آيه روى سخن با قوم يهود و نصارا است، و در معناى(لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ) گفته: كه امام فرمود معنايش اينست كه از بالا بوسيله باران و از پائين بوسيله رويش گياهان و مواد غذايى متمتع مىشوند[٢].
و در تفسير عياشى در ذيل جمله(مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ) از ابى صهباء كبرى نقل كرده كه گفت: من خود از على بن ابى طالب (ع) شنيدم كه رأس الجالوت و اسقف نصارا را خواست و فرمود: من شما را از چيزى سؤال مىكنم كه خودم آن را مىدانم و در آن از شما داناترم. بنا بر اين نمىتوانيد واقع را كتمان كنيد، آن گاه رو به اسقف نصارا كرده و فرمود: تو را به خدايى قسم مىدهم كه انجيل را بر عيسى فرستاد و پاى آن جناب را پر بركت قرار داد و به او قدرتى داد كه مىتوانست كور مادر زاد و مرض پيسى را شفا دهد و درد چشم را تسكين و راحتى بخشد و مردگان را زنده كند و از گل براى شما مرغانى ساخته پرواز دهد و شما را به آنچه مىخوريد و يا ذخيره مىكنيد از غيب خبر دهد، اسقف گفت حاجت به اين همه قسم نبود من در جواب شما راست خواهم گفت، امام پرسيدند: بنى اسرائيل پس از عيسى (ع) به چند فرقه متفرق شدند؟ گفت به خدا قسم متفرق نشدند و به همان وحدت خود باقى ماندند، حضرت فرمود: به خدايى كه جز او معبودى نيست دروغ گفتى، چون بنى اسرائيل به هفتاد و دو فرقه متفرق شدند و همه آنان بجز يك فرقه در آتشند، خداى تعالى مىفرمايد:
(مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ) و آن يك فرقهاى كه در آتش نيست همين امت مقتصده است.[٣]
[١] معانى الاخبار ص ١٦- ١٥ ح ٨.
[٢] تفسير على بن ابراهيم ج ١ ص ١٧١.
[٣] مقصود جماعتى است كه بحق و اقامه آن گرد آيند.