ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٩٣ - نكتهاى در باره اقامه دين كه جمله لستم على شيء در آيه شريفه قل يا أهل الكتاب لستم على شيء متضمن آنست
چه خواهد بود براى ما اگر ايمان به خدا و بآنچه از حق به سوى ما نازل شده بياوريم كه خداوند ما را در سلك مردم صالح در آورد؟! (٨٤).
(در نتيجه اين رفتارشان) و به پاس اين گفتههايشان خداوند بهشتهايى پاداششان داد كه از زير آن نهرها روان و آنان در آن بهشتها خالد و جاودانند، و اين پاداش، پاداش نيكوكاران است (٨٥).
و كسانى كه كافر شدند و تكذيب كردند آيات ما را ايشان اصحاب دوزخند (٨٦).
بيان آيات
اين آيات از نظر سياق طورى هستند كه مىتوان بينشان اتصال و ارتباطى بر قرار نمود، و اما نسبت به دو آيه قبل صرفنظر از آيه(يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ...) آن طور نيست، يعنى به هيچ وجه نمىتوان بين اين آيات و آيه(وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ ...) ارتباط بر قرار نمود، و اما ارتباط آنها با يك آيه قبل، يعنى آيه(يا أَيُّهَا الرَّسُولُ ...) قبلا راجع به آن صحبت كرديم، و ديگر تكرار نمىكنيم، و به نظر مىرسد كه گذشته از چند آيه كه در خلال آيات اين سوره جاى دارند، مانند آيه تبليغ و آيه ولايت بين تمامى آيات اين سوره جهت جامع و وحدت سياقى هست، زيرا آيات مورد بحث بر همان سياق آيات قبلى است، يعنى آيات از اول سوره تا اينجا و مضامين آيات اين سوره از آيه(وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً) كه آيه دوازدهم است تا آخر آيات مورد بحث و همچنين تا آخر سوره همگى در خصوص اهل كتاب است.
[نكتهاى در باره اقامه دين كه جمله:(لَسْتُمْ عَلى شَيْءٍ) در آيه شريفه:( قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى شَيْءٍ ...) متضمن آنست]
(قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ ...) در اين آيه شريفه نكتهايست كه بيان آن محتاج است به چند كلمه توضيح، و آن اينست كه آدمى در خلال كارهاى خود اين حقيقت را درك مىكند كه اگر بخواهد كارى را از كارهاى سنگين انجام دهد كه در آن حاجت به اعمال قوت و شدتى باشد، لازم است كه به جايگاهى مستوى كه وى بر آن مسلط باشد تكيه كرده يا بر آن مرتبط شود، مثلا كسى كه چيزى را بطرف خود مىكشد و يا چيزى را از خود دفع مىكند و يا چيز سنگينى را بدوش مىگيرد و يا آن را سر پا مىكند قبلا پاى خود را در زمين و جايى كه لغزشگاه نباشد قرار مىدهد، چون مىداند اگر جز اين كند از عهده انجام آن كار بر نمىآيد، و اين مطلب در علوم مربوطه بخوبى مورد بررسى قرار گرفته است، و ما اگر اين مطلب را در امور معنوى مثل اعمال روحى و يا اعمال بدنى كه با نفسانيات بستگى دارد راه داده و اين حساب را در آنجا هم بكنيم چنين